پیام 25

وطن دوستي

هنگامي كه رسول خدا(ص) از مكه هجرت كرد، مشركان تصميم داشتند آن حضرت را بكشند. پيامبر اكرم(ص) مخفيانه از مكه به سوي مدينه حركت كرد. وقتي به سرزمين جحفه (فاصله چنداني با مكه نداشت) رسيد، به ياد زادگاهش مكه افتاد. آثار اين شوق كه با تأثر و اندوه عميق آميخته بود، در چهره مباركش ديده مي‌شد. در همين زمان جبرئيل (امين وحي) نازل شد و به پيامبر عرض كرد: 

به راستي به شهر و زادگاهت اشتياق داري؟ پيامبر فرمود: آري. جبرئيل عرض كرد: خداوند اين پيام را براي تو فرستاد:

إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ؛

آن كس كه قرآن را بر تو فرض كرد، تو را به جايگاهت (زادگاهت ) باز مي‌گرداند. (قصص:85)

پيامبر اکرم (ص) هنگامي كه از مكه به مدينه هجرت كرد، رو به مكه فرمود:

الله يَعْلَمُ انّي اُحِبّكَ وَ لَوْلا اَنَّ اَهْلكَ اَخْرَجُوني عَنْكَ، لما آثَرْتُ عَليكَ بَلَداً وَ لَا ابتَغَيْتُ بِكَ بَدَلاً و اَنّي لَمُغْتَمٌ علي مُفارِقَتكَ.

خداوند مي‌داند كه من تو را دوست دارم و اگر ساكنان تو مرا از تو بيرون نمي‌راندند؛ جز تو را برنمي‌گزيدم و به جاي تو، شهري را نمي‌طلبيدم و همانا از جدايي تو غمگين هستم و دلم پر از اندوه است.

سرانجام پس از گذشت هفت سال از اين وعده، پيامبر با سپاه نيرومند اسلام، مكه را فتح كرد و پرچم اسلام را بر فراز آن‌ به ‌اهتزاز در آورد و وعده خداوند تحقق يافت. ايشان سوار بر شتر، با شكوه و عزت بسيار همراه مسلمانان وارد مكه شد و اين شهر مقدس را فتح كرد. وقتي حضور مسلمانان و عظمت اسلام را ديد، همان‌جا پيشاني را بر فراز جهاز شتر نهاد و سجده شكر به جا آورد.              (منتهي‌الآمال، ج1، ص63)

در تاريخ آمده است هنگامي كه رسول خدا (ص) وارد مكه شد، عمامه سياه بر سر داشت. كنار كعبه آمد و روبه‌روي در كعبه ايستاد و گفت:

نيست معبودي جز خداي يكتا و بي‌همتا كه "وعده‌اش را تحقق بخشيد." بنده‌اش را ياري كرد و گروه‌هاي مشرك را شكست داد. آگاه باشيد: هر خون و خون‌بها و ادعاهاي ديگر كه در زمان ‌جاهليت بود، تمام آن ها را زير اين دو پايم مي‌گذارم؛ جز توليت كعبه و آب رساني به حاجيان‌ كه اين دو بايد به صاحبان شايسته‌اش واگذار شود.

(كامل بن اثير، ج2، ص352)