فصل دهم

 محمد(ص) در نگاه بیگانگان

 

پیامبر(ص) از نگاه چند تن از اندیشمندان غربی

زندگی درخشان رسول گرامی اسلام از آغاز تا پایان به ویژه در عصر ۲۳ ساله نبوت، گنجینه ارزشمند اخلاق فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است که در تاریخ بشر، مثل و مانندی ندارد. اکنون گفتار چند تن از اندیشمندان جهان را درباره زندگانی حضرت محمد(ص)  می‌آوریم؛ چون به گفته حضرت مولانا:

خوش‌تر آن باشد که وصف دلبران                   گفته آید در حدیث دیگران

قانون‌گذاری خردمند

ولتر (۱۶۹۴ - ۱۷۷۹ م.) دانشمند و نویسنده مشهور فرانسوی می‌نویسد:

محمد بی‌گمان مردی بسیار بزرگ بود و مردانی بزرگ را نیز در دامن فضل و کمال خویش پرورش داد. او قانون‌گذاری خردمند، جهان‌گشایی توانا، رهبری دادگستر، پیامبری پاک و پارسا بود و بزرگ‌ترین انقلاب‌های روی زمین را پدید آورد. دین محمد هرگز تمایلات شهوانی را رواج نداد. محمد قانون‌گذاری خردمند بود که می‌خواست بشریت را از بدبختی و جهل و فساد رهایی بخشد. او تأمین منافع همه مردم روی زمین از زن و مرد، کوچک و بزرگ، خردمند و سسسبی‌خرد، سیاه و سفید، زرد و سرخ را در نظر گرفت.                                                        (کلیات ولتر، ج۲۴، ص ۵۳۴ - ۵۵۵ )

  

نجات‌دهنده بشریت

جرج برنارد شاو (۱۸۵۶ - ۱۹۵۰ م.) نویسنده و اندیشمند مشهور انگلیسی می‌نویسد:

آیین محمد به خاطر خصلت حیات‌بخشش، تنها آیینی است که استعداد آن را دارد تا تمام دگرگونی‌های عالم وجود را در خود جذب و با مقتضیات هر عصر و زمانی تطبیق کند. من زندگی محمد را بررسی کرده‌ام. او مرد عجیبی است. وضع و مقام او بالاتر از آن است که ضد مسیح باشد. او باید به عنوان نجات‌دهنده بشریت، شناخته شود.

  به عقیده من، اگر مردی مانند او، زمام رهبری سراسر جهان جدید را به دست بگیرد، توفیق آن را می‌یابد که مسائل و حوادث جهان جدید را با شیوه جامعی که موجب تأمین صلح و سلم و سعادت جهان است، حل کند. به نظر من، آیین محمد برای فردای اروپا قابل قبول است؛ چنان‌که برای امروز آن نیز قابل قبول است.

(علی دوانی، پیامبر اسلام از نظر دانشمندان شرق و غرب، ص ۱۵۶)

 

اسلام، دین منطق نه شمشیر

توماس کارلایل (۱۷۹۵ - ۱۸۸۱ م.) فیلسوف و دانشمند مشهور انگلیسی در کتاب قهرمانان می‌نویسد:

زندگی محمد بر مبنای اصول حکیمانه‌ای بود که هر اندیشمند باید از آن پیروی کند و در این صورت، به صراط مستقیم هدایت گام نهاده است. او پیامبر بر حق است و از سوی خداوند توانا و دانا آمده است. بعضی از مسیحیان با وارد کردن این اتهام که محمد، آیین خود را با شمشیر و سرنیزه رواج داد، می‌خواهند به آیین محمد ضربه بزنند. این اتهام، نسبتی بسیار دور از حقیقت است؛ زیرا صاحبان این اتهام باید درست بیندیشند. نیرویی که این شمشیر را از نیام بیرون کشید و برق آن را بر فراز قله کوه‌های فرانسه، اسپانیا و کنگره‌های تاق مداین تا سمرقند و روی اهرام مصر در دست کسانی مانند موسی بن نصیر و طارق بن زیاد، یعنی فاتحان بزرگ، آشکار ساخت، کدام نیرو بود!؟ بدون شک، آن نیرو، آیین (پرمحتوا و سازنده) محمد بود، نه زور شمشیر. به نظر من، حق، وجود خود را به هر وسیله که باشد، آشکار خواهد ساخت.

(همان، ص ۷۲، ۷۳ و ۷۸)

نور هدایت

دکتر کارلایل، نویسنده انگلیسی در مورد شخصیت و تاریخ زندگی پیامبر اکرم(ص)  مقاله مفصلی دارد. در بخشی از این مقاله آمده است:

  «امروز یکی از بزرگ‌ترین ننگ‌هاست که کسی از مردم این دوره، به مطالبی گوش دهد که از آن ها گمان رود دین اسلام، بی‌اساس و پیامبر او محمد(ص)  دروغگو بوده است و بر ماست که علیه این اقوال بی‌معنا و خجالت‌آور، قیام کنیم و با این آرای سخیف در جنگ باشیم؛ زیرا رسالتی را که آن پیامبر آورده. هنوز نور هدایتی است که صدها میلیون مسلمان در پرتو آن زندگی می‌کنند. پس بر ما لازم است که قبل از هر اقدامی، به گفته‌اش گوش فرا دهیم. محمد(ص) بخشی از زندگانی و ابدیت است که دل طبیعت، آن را آشکار ساخت و چون ظهور و تجلی کرد، مانند فروغی بود که عالم از آن روشنی گرفت.»

(توماس کارلایل، تاریخ زندگانی محمد(ص) ، به نقل از محمد(ص)  از نگاه اندیشمندان غیر مسلمان، ص ۲)

 

فروتنی و مهربانی

ویلیام مایر، نویسنده مشهور انگلستان، پیامبر گرامی (ص) را مظهر فروتنی، مهربانی و بخشش دانسته، چنین می‌گوید: 

 «از صفات برجسته محمد که سزاوار همه گونه تقدیر و در خور تمجید است، دقت و احترامی است که درباره یاران خود، حتی پست‌ترین آن ها معمول می‌داشته است. آری، فروتنی و مهربانی و انسانیت و جود و بخشش، در وجودش ریشه دوانده بود و موجب شدت علاقه و محبت اطرافیانش به او شده بود. اصولاً از گفتن کلمه «نه» در موقع خواهش دیگران، بی‌اندازه بیزار بود و اگر نمی‌توانست حاجت درخواست کننده را برآورده سازد، خاموشی را بر پاسخ منفی دادن ترجیح می‌داد. هیچ وقت جز برای خدا و در راه او به احدی زیانی نرساند.»

     (ر.ک: ویلیام مایر، زندگانی محمد(ص)، ص ۹۵ - ۱۰۸ )

 

اخلاق نیکو

گروسه؛ نویسنده معروف فرانسوی، حضرت پیامبر اکرم (ص) را دارای اخلاق نیکو و جوانمردی دانسته، چنین می‌نویسد: 

 «وقتی محمد قیام کرد، جوانی بود بزرگوار و جوانمرد و باشهامت، که سطح فکرش خیلی بالاتر از محیطی بود که در آن زندگی می‌کرد. او با اخلاق نیکویش توانست عرب‌هایی را که سرگرم پرستش بت بودند و در تعصب و جاهلیت به سر می‌بردند، به عبادت خدای یگانه راهنمایی کند و در پرتو حکومت متحد دموکراسی خود، به هرج و مرج و خون ریزی و تفرقه خاتمه دهد و عادات و صفات نکوهیده آن ها را در ردیف ملل وحشی قرارشان می‌داد، تغییر دهد و به اخلاق نیکو و صفات عالی مبّدل سازد.»

(گروسه،تمدن‌های شرق، به نقل از محمد(ص) از نگاه اندیشمندان غیرمسلمان، ص ۱۳)

 

 مقام و منزلت ممتاز

مارکس؛ دربارۀ پیامبر اکرم(ص) و بعثت آن حضرت چنین می‌گوید:

  «محمد اولین پیغمبری است که تمام گفته‌هایش پس از رحلتش ضبط و تدوین شده است و از همین جا، شخص می‌تواند به مقام و منزلت ممتازی که به دست آورده، پی ببرد و دریابد که احادیث و اقوالش، چه پایه‌ای از صحت و دقت و درستی را حایز است. حقیقت غیر قابل انکار این است که مبعوث شد تا رسالتی را که خلاصۀ رسالات سابق و مافوق آن ها بود، برای عالم بیاورد. بنابراین، رسالت او دستور ثابتی است برای عالم و آن‌چه محمد آورده یا گفته، با ذوق و فهم امروزی مطابق است.»     

  (همان، ص ۹)

 

سزاوار اکرام و احترام

تولستوی؛ نویسنده برجسته روسی، پیامبر اکرم(ص)  را شایسته هر گونه اکرام و احترام دانسته، در وصفش چنین می‌گوید: 

 «شکی نیست که محمد از مردان بزرگ و مصلحانی است که در حقیقت خدمت بزرگی به بشر کرده است. همین برای فخر او کافی است که یک ملتی را به نور حق هدایت نمود و آن را وادار کرد که به صلح و آسایش و آرامش بگراید و راه ترقی و مدنیت را به رویش باز کرد. بدیهی است آن‌چه کرده، عمل عظیمی است که فقط از شخص قوی و با عزمی ساخته است و چنین شخصی، الحقّ سزاوار همه گونه اکرام و احترام است.»                   (همان، ص ۷)

 

راستگو

پروفسور مونته؛ استاد دانشکده ژنو در رشته زبان‌های شرقی، ویژگی شخصیتی پیامبر اکرم (ص) از جمله صفات صداقت و صراحت آن بزرگوار، چنین اظهار نظر کرده است: 

 «محمد دارای اخلاق بسیار عالی و رفتار نیکو و در داوری خود راستگو بوده است. ظاهرترین صفاتش، صحت داوری و صراحت گفتار و معتقد بودن به گفتار و کردار خود می‌باشد و روش دین محمد با آن اخلاص شدیدی که از آن نمایان است، هر محقق و کنجکاو بی‌غرضی را متعجب و مبهوت می‌کند.»               (همان، ص ۱)

 

خاتم پیامبران

دکتر لورا فالیبری؛ دانشمند ایتالیایی درباره حضرت رسول اکرم(ص) چنین اظهار نظر کرده است: «شکی نیست که در قرون وسطا، دروغ‌ها و تهمت‌های زیادی به محمد و دیانت او نسبت می‌دادند، ولی در این دوره، این قبیل دشمنی‌ها بسیار کاهش یافته است و مردمی که طالب حقیقت هستند، فهمیده‌اند که محمد کسی است که عالم را منقلب کرده و خاتم پیامبران است.                

   (همان، ص ۱۵)

 

دعوت محمد(ص)

گوستاولوبون؛ درباره پیامبر گرامی اسلام (ص) و دعوت آن حضرت می‌گوید:

  «اطاعتی را که محمد از یاران و پیروان خود دید، برای هیچ فاتح و فرمانده و پادشاهی میّسر نشد. او اخلاق نیک و حکمتی بی‌مانند و دلی پر از مهر و رحمت داشت. عقل محمد از بزرگ‌ترین عقول بشری و آرای او، از محکم‌ترین آرا بوده است. دعوت محمد ارکان جهان را متزلزل کرد و بر قسمت مهمی از آن مستولی گردید.»                                                (آیین اسلام، ص ۸۵)

 

نفوذ معنوی و تحریم استعمال الکل

لیک؛ استاد دانشگاه فرانسه، درباره نفوذ معنوی پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌گوید: 

 یکی از تعالیم بی‌مانند پیغمبر بزرگوار به مردم، تحریم استعمال مواد الکلی است که به واسطه آن، در مدت ۱۴ قرن، میلیون‌ها انسان را از شّر این سمّ کشنده که خود مخترع آن بودند، نجات داد و همین دستور، یکی از معجزات دین محمد است. ما به چشم خود دیدیم که امریکا برای تحریم الکل، چه کوشش‌های بیهوده‌ای کرد و نتیجه‌ای نگرفت؛ ولی محمد با آن نفوذ معنوی و قوه ادبی، توانست پیروان خود را از نوشیدن این مایع مهلک باز دارد.»                                 (همان، ص ۱۸)


شخصیت جهانی

مسیوژان سوئیسی؛ نویسنده و دانشمند بزرگ قرن بیستم، درباره حضرت پیامبر(ص) می‌گوید: «انسان هر قدر بیشتر به روش زندگانی و اخلاق محمد پی می‌برد، با این که ۱۴ قرن از بعثت آن گذشته است، می‌تواند علت توجه و علاقه میلیون‌ها انسان را به این شخصیت جهانی درک کند و ملتفت می‌شود که برای چه، محبت و علاقه آن مرد خدا در دل‌های آن ها تا آن اندازه بوده که جان در راهش داده‌اند و او را تا آن پایه، بزرگ و قابل ستایش دانسته‌اند.»           (همان، ص ۵)

                     «عبداللطیف نظری»