پیام 23

دور انديشي

سيره و منطق عملي آن حضرت بر تفكر و تدبر استوار بود:

كانَ رَسولُ الله (ص) مُتواصِلَ‌الاحزانِ، دَائمَ الْفِكَرهَ و َلا يَتكلَّمُ فِي غَيرِ حاجةٍ طَويلَ السُّكوتِ.

(مكارم‌الاخلاق، ص12)

پيامبر پيوسته اندوهگين بود و همواره مي‌انديشيد و جز به نياز سخن نمي‌گفت و بسيار سكوت

مي‌كرد.

آن حضرت هميشه در حال انديشيدن بود و هيچ كاري را بدون فكر انجام نمي‌داد. زبان خود را از سخنان بي‌مورد باز مي‌داشت و به جا سخن مي‌گفت. خود را از پرحرفي و گفتن مطالب بي‌فايده دور مي‌داشت. سخن نمي‌گفت، مگر در جايي كه اميد ثواب در آن داشت.                                                            (همان، ص12-15)

انساني كه اهل تفكر باشد، اهل سخنان بي‌فايده نيست و پيامبر چنين بود. حضرت امام حسين (ع)مي‌فرمايد: از پدرم، اميرمؤمنان علي (ع)درباره سكوت رسول خدا(ص) پرسيدم. فرمود:

سكوت آن حضرت بر چهار چيز بود: بردباري، دورانديشي، اندازه نگاه‌‌داري و تفكر.

سكوتش در اندازه نگاه‌داري از آن رو بود كه همه مردم را به يك چشم ببيند و يكسان به گفتار همه گوش دهد، ولي سكوتش در تفكر آن بود كه در چيزهاي باقي و فاني فكر مي‌كرد. بردباري و شكيبايي‌اش براي او با هم جمع شده بود. به همين جهت، هيچ چيز او را به خشم نمي‌آورد و بر نمي‌انگيخت. دورانديشي براي او در چهار چيز فراهم آمده بود. به كارهاي نيك چنگ مي‌زد تا ديگران به او اقتدا كنند. از كارهاي زشت دوري مي‌كرد تا مردم از آن بپرهيزند. در انتخاب رأي صحيح براي اصلاح كارهاي امت، مي‌كوشيد و به آن چه خير دنيا و آخرت در آن بود، قيام مي‌كرد. (همان، ص15)

از امام صادق (ع) نقل است كه مردي خدمت پيامبر آمد و عرض كرد:

 اي رسول خدا، مرا نصيحت كن و به من اندرزي ده! حضرت فرمود:

 اگر نصيحت كنم عمل مي‌كني؟ مرد گفت: آري. پيامبر باز سخن خويش را تكرار كرد و مرد پاسخ مثبت داد. بدين ترتيب، حضرت سخن خود را سه بار تكرار كرد و مرد نيز اعلام آمادگي كرد. گويا پيامبر با اين كار مي‌خواست به وي بفهماند كه آن چه مي‌خواهد بگويد، بسيار مهم است و نصيحت باارزشي است. پس حضرت در ادمه فرمود:

فاِنِّي اُوصِيكَ ٳذَا ٲنتَ هَمَمْتَ بامْرٍ فَتَدبَّرْ عَاقِبَتَه، فَانْ يَكُ رشْداً فَامْضِهْ وَ ٳنْ يَكُ غَيّاً فَانْتِهْ عَنْهُ.

(وسائل‌الشيعه، ج11، ص224)

من تو را سفارش مي‌كنم به اين كه هر زمان تصميم به انجام كاري گرفتي، در عاقبت آن كار بينديشي. پس چنان چه آن رشد بود (و كار درست و صحيحي بود)، انجامش بدهي و اگر عاقبت آن كار گمراهي و تباهي بود، از آن دست بكشي و آن را رها كني.

در حديث ديگري، امام باقر (ع)نقل مي‌كند: مردي خدمت پيامبر رسيد و تقاضاي آموختن چيزي كرد. حضرت او را به قطع اميد از آن چه در دست مردمان است، نصيحت كرد كه اين روحيه بي‌نيازي نقد است. مرد از حضرت خواست افزون بر آن مطلبي‌به او بياموزد. حضرت او را به پرهيز از طمع كه فقر نقد است، سفارش كرد. مرد چيزي بالاتر خواست. حضرت فرمود:

 هر زمان ‌كه تصميم به انجام كاري گرفتي، در عاقبت آن بينديش، پس اگر خير و رشد بود، آن را پي بگير و اگر گمراهي و تباهي بود، از آن دوري كن.                    (من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 409-410)