پیام 22 - سخن و سکوت
پیام 22
سخن و سكوت
پيامبر اكرم (ص) گفتاري فصيح و شيرين داشت و هنگام سخن گفتن تبسم ميكرد. نه بسيار كم سخن بود و نه پرگو. سكوت آن حضرت طولاني بود و بدون ضرورت حرفي به زبان نميآورد. روزي به ابوذر فرمود: اي ابوذر! هر چه را كه در آن تو را بهره نيست ترك كن و به سخني كه فايدهاي به حال تو ندارد، لب مگشا و زبان خود را مانند پول خود كه در حفظ آن ميكوشي نگهداري نما. اي ابوذر! اگر سخن گفتن نقره باشد، سكوت طلا است.
گفتارش خالي از زوايد بود و در كلامش تكرار وجود نداشت. بسيار واضح و روشن صحبت ميكرد، نه بيجهت سخن را به درازا ميكشيد و نه بيمناسبت كلام را به اجمال برگزار ميكرد. نحوه اداي كلامش آرام و با فاصله متناسب بود، به طوريكه حاضرين امكان حفظ كلمات پر بركاتش را مييافتند. پياپي و بيقاعده سخن نميگفت، كلامش نيز مانند ساير حركات و سكناتش معتدل بود. جامع و كامل، بيكم و زياد سخن ميگفت. به همين جهت كلماتش جوامعالكلم و اظهارش فصلالخطاب بود. ميفرمود:
اَنَا اَفْصَحُ الْعَرَب؛ من فصيحترين عرب هستم.
جملات و نيز خطبههاي پيامبر كوتاه ولي جامع بود. خود ميفرمود:
اُعْطيتُ جَوامِعَ الكَلِم؛ خدا به من كلمات جامع داده است و به راستي كه قادر لايزال به او قدرتي داده بود كه در يك سخن كوتاه دنيايي از علم و حكمت را بيان ميكرد. اين قدرت در كلمات گهربار عطرآگينش نمايان است. البته او با هر كس نيز به اندازه درك و فهم و عقلش سخن ميگفت. جوهره صداي رسول خدا بلند و آهنگ صدايش از همه مردم زيباتر بود.
كسي سخن او را نميشنيد مگر اينكه محبت او در دلش جاي ميگرفت و متمايل به او ميشد، از اين رو قريش، مسلمانان را در دوران مكه"صباه" (شيفتگان يا دلباختگان) ميناميدند، ميگفتند:
بيم آن است كه وليد بن مغيره دل به دين محمد بدهد و اگر وليد كه گل سرسبد قريش است دل بدهد، تمام قريش به او دل خواهد سپرد. ميگفتند:
«سخنانش جادو است، بيش از شراب، مست كننده است.» فرزندان خويش را از نشستن با او نهي ميكردند كه مبادا با سخنان و قيافۀ گيراي خود، آن ها را جذب نمايد. هرگاه پيغمبر(ص) در كنار كعبه و حجر اسماعيل مينشست و با آواز بلند قرآن ميخواند و يا خدا را ياد ميكرد، انگشتهاي خود را در گوش فرو ميكردند كه نشنوند، مبادا تحت تأثير جادوي سخنان او قرار گيرند و مجذوب او گردند. جامههاي خويش بر سر ميكشيدند و چهره خويش را ميپوشانيدند كه سيماي جذاب او آن ها را نگيرد، لهذا اكثر مردم به مجرد شنيدن سخنش و ديدن قيافه و چشيدن حلاوت الفاظش به اسلام ايمان ميآوردند.
درباره سكوت پيامبر(ص) علي(ع) فرمود:
سكوت حضرت در چهار چيز بود: در تفكر، تقدير، حلم و حذر.
تفكرش درباره دنياي فاني و عالم باقي بود.
در تقدير و اندازهگيري بر آن بود كه همه مردم را به يك چشم ببيند و به گفتار همه به يك نحو گوش دهد.
صبور و بردبار بود؛ به طوري كه از چيزي خشمناك نميشد و از چيزي متنفر نميگشت.
حذر و پرهيزش در چهار چيز خلاصه شده بود:
اول اين كه به كارهاي خير چنگ ميزد تا ديگران به او اقتدا كنند.
دوم اين كه از كارهاي زشت دوري ميكرد تا مردم نيز از آن پرهيز نمايند.
سوم اين كه در جايي كه ميخواست درباره اصلاح امتش مطالعه و فكر كند.
چهارم در جايي كه ميخواست دست به كاري بزند كه خير دنيا و آخرتش در آن باشد.
در زمينه تأثير سكوت بر استواري عقل، از رسول خدا (ص) نقل شده است كه فرمود:
اِذا رَٲيتُمُ الْمُؤمِنٍ صَمُوتاً فَادْنُوا مِنْهُ فَاِنَّهُ يُلَقّي الحِكمَهَ.
(بحارالانوار، ج78، ص312)
هر گاه مؤمن را خاموش ديديد، به او نزديك شويد؛ زيرا حكمت القا ميكند.
پيامبر اكرم(ص) در سفارشي به ابوذر ميفرمايد:
ٲَرْبَعٌ لا يُصيبَهُنَّ اِلاّمؤمن: الصَّمتُ و هُوَ ٲِوَّلُ العِبادَهِ. (مكارمالاخلاق، ج2، ص377)
چهار چيز است كه جز مؤمن به آن ها دست نمييابد: خاموشي كه گام نخست عبادت است....
مردي خدمت رسول خدا(ص) آمد. حضرت به او فرمود:
آيا تو را به كاري هدايت كنم كه خداوند به وسيله آن تو را به بهشت ببرد؟ عرض كرد: آري، اي رسول خدا! حضرت فرمود: از آنچه خداوند به تو ارزاني داشته است، بخشش كن. عرض كرد: اگر خودم از كسي كه بدو بخشش ميكنم، نيازمندتر بودم چه؟ حضرت فرمود: ستمديده را ياري كن. عرض كرد: اگر خودم از كسي كه يارياش ميكنم، ناتوانتر بودم؛ چه؟ فرمود: براي آدم نادان كارسازي كن (او را راهنمايي كن) عرض كرد: اگر خودم از او نادانتر بودم؛ چه؟ حضرت فرمود: زبانت را جز از خير خاموش نگهدار. آيا خوشحال نميشوي يكي از اين خصلتها در تو باشد و تو را به بهشت رهنمون سازد؟
(كافي، ج2، ص113)
معاذبن جبل از رسول خدا (ص) درباره آنچه او را به بهشت ميبرد و از آتش دور ميگرداند، پرسيد. حضرت پاسخ داد؛ تا آنجا كه فرمود: آيا بنياد همه اين ها را به تو خبر ندهم؟ عرض كرد: چرا، اي رسول خدا! پيامبر به زبان خود اشاره كرد و فرمود: اين را نگهدار. عرض كرد: اي پيامبر! آيا ما درباره آنچه ميگوييم بازخواست ميشويم؟ حضرت فرمود: مادرت به عزايت بنشيند. مگر مردم را چيزي جز درويدههاي زبانشان، به رو- يا فرمود: به بيني- در آتش ميافكند؟
مرد عربي نزد پيامبر اكرم(ص) آمد و عرض كرد: يا رسول الله! عملي به من بياموز كه سبب شود به بهشت بروم. حضرت فرمود:
"گرسنه را سير و تشنه را سيراب و امر به معروف و نهي از منكر كن! اگر توانستي جز در راه خير، زبانت را نگهدار؛ زيرا تو بدين وسيله بر شيطان چيره ميشوي." (مجموعه ورام، ج1، ص206)
حضرت در كلام زيباي ديگري ميفرمايد:
"بنده به اوج ايمان نميرسد، جز آنكه زبان خويش را نگه دارد."
(مستدركالوسايل، ج9، ص30)
سكوتش به درازا ميكشيد و بيضرورت لب به سخن نميگشود. خاموشياش به خاطر خودخواهي نبود. نكو گفتن را بهتر از سكوت و خاموشي را بهتر از بد گفتن ميدانست.
(مستدرك حاكم، ج3، ص344) همچنين ميفرمود:
خاموشي خردمندي است و خاموشي گزينان اندكاند. (كنزالعمال، ج3، ص 350)
خداوند بندهاي را بيامرزد كه سخن نيكو گويد و بهرهاي برد يا خاموش ماند و سلامت ماند.
(عللالشرايع، ج2، ص606)
خاموشي او بسيار بود و جز به وقت نياز سخن نميگفت. سخن زشت از او شنيده نشد. هنگام خشم و خشنودي، جز حق بر زبان جاري نميكرد. از كسي كه سخن ناروا ميگفت، روي ميگردانيد. (محّجةالبيضا، ج4، ص133)
پیام های پیامبر (ص) نام کتابی است که با شیوه ای متفاوت جلوه های رفتاری و گفتاری پیامبر اکرم(ص) را در قالب پیام هایی کوتاه ارائه کرده است .