پیام 20

عزت نفس

پيشوايان حق در سخت‌ترين شرايط از خود ضعف نشان ندادند و جز در مقابل خداوند، از كسي ترحم (استرحام) نخواستند. آنان به پيروان خود آموختند كه عزت مؤمن در بي‌نيازي از مردم است. نبي مكرم اسلام مي‌فرمايد:

عِزُّ الْمؤمن اسْتِغْناؤُُهُ عَنِ النّاسِ.

عزت مؤمن در بي‌نيازي ازمردم است.

البته اين سخن به معناي بي‌نيازي انسان‌ها از يكديگر نيست، بلكه نشان‌دهنده آن است كه آدمي در روابط اجتماعي و رفع نيازها، همواره بايد حفظ عزت نفس خود را در نظر داشته باشد، همان‌گونه كه پيامبر عزت‌مند اسلام در سخني ديگر مي‌فرمايد:

اطْلُبُوا الْحَوائِج بِعِزَّه النَّفْسِ.                                   (نهج‌السعادة، ج8، ص 276)

خواسته‌هاي خود را با عزت نفس بخواهيد.

شأن مؤمن چنين مي‌طلبد و پيامبر اكرم (ص) نيز در برخورد با مردم چنين رفتار مي‌كرد كه جلوه بي‌نيازي از ديگران در آن ها شكوفا شود.

 در اين زمينه، از امام صادق (ع) روايت شده است كه مردي از اصحاب پيامبر اکرم(ص) دچار تنگ‌دستي و سختي شد. همسرش گفت: كاش خدمت پيامبر مي‌رسيدي و از او چيزي مي‌خواستي. مرد خدمت پيامبر آمد و چون حضرت، او را ديد، فرمود: 

هر كس از ما سؤال كند، به او عطا كنيم و هر كس بي‌نيازي جويد، خداوند بي‌نيازش مي‌كند.

 مرد با خود گفت: منظور پيامبر جز من نيست. پس به سوي همسرش بازگشت و او را از اين ماجرا آگاه كرد. زن گفت: رسول خدا(ص) نيز بشر است و از حال تو آگاه نيست. او را آگاه ساز. مرد دوباره نزد پيامبر آمد و چون حضرت او را ديد، همان جمله را فرمود و اين كار سه بار تكرار شد. در نتيجه، مرد رفت كلنگي عاريه گرفت و راهي صحرا شد. قدري هيزم بريد و به نيم چارك آرد فروخت و آن را به خانه برد و خوردند. فرداي آن روز همين كار را كرد و هيزم بيشتري آورد و فروخت. پيوسته كار مي‌كرد و مي‌اندوخت تا كلنگي خريد. باز هم اندوخت تا دو شتر و غلامي ‌خريد و توانگر شد و حال او نيكو گشت. 

روزي خدمت پيامبر آمد و گزارش داد كه چگونه براي سؤال آمده بود و از پيامبر چه شنيد. حضرت فرمود: من كه گفتم: «هر كس از ما سؤال كند، به او عطا مي‌كنيم و هر كس بي‌نيازي جويد، خداوند بي‌نيازش مي‌كند.»                        (مشكوه الانوار، ص 184-185)

آن‌جا كه پاي عزت و كرامت انسان در ميان است، بايد روحيه عزت‌مداري را پاس داشت و به تكاپو پرداخت. پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد:

اِسْتَغْنُوا عَنِ النّاسِ و َلَوْ بِشَوْصِ السِّواكِ.

از مردم بي‌نياز باشيد، هر چند با ترك خواستن چوب مسواك. (من لا يحضره الفقيه، ج2، ص71)

پيامبر كرامت و عزت در همين باره براي پرهيز از سؤال كردن مي‌فرمايد:

لَوْ يَعْلَمُونَ ما فِي الْمَسْاله ما هَشَي اَحَدٌ يَساَلُهَ شَيْئاً.                 (الجامع‌الصغير، ج2، ص431)

اگر مردم مي‌دانستند در سؤال چه زشتي‌ها و آبروريزي‌ها نهفته است، هرگز كسي از كسي چيزي درخواست نمي‌كرد.

پيامبران در كمال مناعت طبع و استغنا از مردم قرار داشتند و مي‌كوشيدند تا ديگران را به ساده‌زيستي همراه با عزت دعوت كنند. پيامبر اکرم (ص)در سفرش به ابوذر غفاري مي‌فرمايد:

يا اَباذَرُ اِيّاكَ وَ السؤال فَاِنَّهُ ذُلٌّ حاضِرٌ وَ فَقْرٌ تَتَعَجَّلَهُ و َفِيهِ حِسابٌ طَوِيلٌ يَوْمَ الْقِيامَهِ.

(وسائل‌الشيعه، ج6، ص308)

اي ابوذر! از سؤال كردن (اظهار نياز و نداري) بپرهيز؛ چون اين كار ذلت نقد است و فقري است كه خود به استقبال آن رفته‌اي و اين كار در روز قيامت، حساب طولاني خواهد داشت.

حضرت علي (ع)مي‌فرمايد:

اين سخن پيامبر را بپذير كه فرمود: هر كس دَ‌رِ سؤال بر خود بگشايد، خداوند در نياز بر او باز مي‌كند.                                                                  (كافي، ج4، ص19)