پیام 16 - فروتنی - قسمت دوم
پیام ۱۶- قسمت دوم
معنا و مفهوم فروتني و تواضع
تواضع و فروتني آن است كه انسان خود را برتر از ديگران نداند و با آنكه از جهت مادي يا معنوي بالاتر از ديگران است، خود را همسطح آنان نشان دهد. از نظر اسلام هيچ كس حق ندارد، به سبب رنگ پوست يا رياست بر عدهاي – چه كم و چه زياد – و يا مال و ثروت فراواني كه دارد و يا علل ديگر بر كسي فخر بفروشد و آنان را كوچكتر و پايينتر از خود بداند، بلكه رفتارش بايد با همگان متواضعانه و برادرانه باشد. همانطوري كه پيامبر بزرگوار اسلام هيچگونه فرقي بين افراد اعم از برده و آزاد، سرخ و سياه و سفيد و... نميگذاشت. (احياءالعلوم، ج2، ص 316)
آن حضرت با رفتار متواضعانه خود در برخورد با افراد مختلف اين درس بزرگ را به ما آموخت كه با ديگران صميمانه و برادرانه رفتار كنيم و امتيازي براي خود نسبت به ديگران قائل نباشيم.
پيامبر بزرگوار اسلام(ص) درباره تواضع چنين فرمود:
«هر كس كه براي خدا تواضع كند خداي تعالي او را بالا ميبرد و هر كس تكبر كند، خدا او را خوار ميگرداند.»
(اصول كافي، ج3، ص122)
در جاي ديگر ميفرمايد: «تواضع جز بزرگي چيزي نميافزايد، پس تواضع كنيد.»
(مسعود بن عيسي ورام، تنبيه الخواطر، تهران، مركز فرهنگي انتشاراتي رايحه، 1378، ج1، ص201)
البته، شكي نيست كه تواضع حد و مرزي دارد كه بايد به آن توجه شود؛ زيادهروي در تواضع موجب ذلت و خواري شخص ميشود. اگر كسي در مقابل شخص متكبري اظهار تواضع و فروتني كند، مسلم است كه چنين تواضعي نه تنها مفيد نيست بلكه بسيار زشت و خوار كننده است. پيامبر بزرگوار اسلام (ص)ميفرمايد:
«با كسي تواضع كنيد كه متواضع و فروتن باشد، اما در مقابل كسي كه تكبر ميكند، تكبر ورزيد.»
(ملا محسن فيض كاشاني، اخلاق حسنه، تهران، پيام آزادي، 1362، ص100)
آن حضرت درباره تواضع به يارانش فرمود:
«چرا در شما آثار شيريني عبادت را نميبينم؟ عرض كردند: شيريني عبادت چيست؟ فرمود تواضع.»
(تنبيه الخواطر، ج1، ص201)
ايشان نه تنها نسبت به كودكان و زنان بلكه با گروههاي مختلف مردم، از هر تيره و نژادي، رفتار متواضعانه داشتند. پيامبر هرگز انتظار نداشت كه ديگران براي اداي احترام در برابرش از جاي خود برخيزند. روزي در حاليكه بر عصايي تكيه داشت به ميان جمعي وارد شد. همگي براي احترام از جاي خود برخاستند. رسول خدا (ص)ناراحت شد و به آنان فرمود:
شما چنانكه عجمها برميخيزند و يكديگر را احترام ميكنند برنخيزيد.
(شهاب الدين احمد نويري، نهايه الارب، 1365، ج3، ص235)
رسول خدا (ص)با همه مردم ارتباطي صميمانه داشت. اگر بردهاي هم او را دعوت ميكرد، ميپذيرفت و با او مينشست و غذا ميخورد. از بيماران عيادت ميكرد.
(اسماعيل بن كثير، سيره النبويه، ج3، ص350)
روزي رسول خدا (ص) با عدهاي از يارانش مشغول غذا خوردن بود. فردي اجازه خواست تا با آنان هم غذا شود؛ حاضران به جهت اينكه قسمتي از بدن آن مرد آسيب ديده بود، خوششان نميآمد، او را دركنار خود جاي دهند. اما آن حضرت او را دركنار خود نشاند و به او غذا داد و فرمود: بخور. (محّجةالبيضا، ج6، ص 220)
از نظر اسلام يكي از بيماريهايي كه سلامت روحي جامعه را به خطر مياندازد، تكبر و خود بزرگبيني است. خود را برتر از ديگران دانستن و مردم را خوار و بيمقدار شمردن، عوارض زيادي بر روحيه افراد به جا ميگذارد كه بزرگترين آن ها بيگانگي و بيتفاوتي افراد جامعه نسبت به يكديگر است. در واقع، در چنين جامعهاي روح انسانيت ميميرد. پيامبر بزرگوار اسلام براي اينكه جامعه اسلامي دچار چنين عارضهاي نشود، كارهاي زيادي انجام داد؛ از جمله اين كه وقتي به مدينه هجرت كرد مردم را به بستن پيمان برادري با يكديگر فرمان داد. (سيره النبويه لابن كثير، ج2، ص325)
از جمله كارهاي مؤثر ديگر ايشان در زمينه اصلاح جامعه دميدن روح تعاون و همكاري و برادري، در مسلمانان و سفارش آنان به تواضع و فروتني در برابر هم بود. پيامبر در اينباره ميفرمود:
بين سياه و سفيد، عرب و عجم، پولدار و فقير، رئيس و مرئوس، هيچ فرقي وجود ندارد. توانگري، رياست، رنگ پوست و نژاد نبايد موجب شود تا خود را برتر از ديگران بدانيم. حتي اگر بزرگترين و بهترين افرادش را ميديد كه به سبب اين قبيل ملاكها و معيارها فردي را تحقير ميكند و بر او فخر ميفروشد، به او تذكر ميداد. چنانكه وقتي ابوذر را كه يكي از وفادارترين اصحاب آن حضرت بود، در هنگام صحبت با مردي ميبيند كه بدون قصد تحقير و توهين، به او ميگويد: «اي فرزند سياه!»، حضرت از شنيدن اين جمله ناراحت ميشود و ميفرمايد:
«اي ابوذر! براي فرزند سفيد نسبت به فرزند سياه هيچ فضيلت و برتري نيست.»
(محّجةالبيضا، ج6، ص243)
و يا اين كه وقتي دو نفر درحضور ايشان به تفاخر پرداختند و فاميل و عشيره و اموال و دارايي خود را به رخ يكديگر كشيدند، رسول خدا(ص) براي اين كه آن دو متوجه زشتي كارشان شوند و بدانند كه افتخار كردن به خويشاوندان عاقبت خوشي ندارد، داستاني را برايشان بيان كرد بدين مضمون:
"دو نفر در حضور حضرت موسي (ع) تفاخر كردند. يكي از آنان به ديگري گفت: من فرزند فلان، فرزند فلان، فرزند فلان... هستم تا نه نفر از اجداد خود را برشمرد. خداي تعالي به حضرت موسي وحي كرد كه به او بگو: همه آن نه نفري را كه برشمردي در آتشاند و تو هم دهمين نفر آناني." (همان)
پیام های پیامبر (ص) نام کتابی است که با شیوه ای متفاوت جلوه های رفتاری و گفتاری پیامبر اکرم(ص) را در قالب پیام هایی کوتاه ارائه کرده است .