پيام 16 - فروتني - قسمت اول
پیام 16 - قسمت اول
فروتني
انسان موحد كه خداي سبحان را سرچشمه كمال ميداند و باور دارد هر نعمتي از جانب خداوند است، در برابر انسانهاي ديگر فروتن خواهد بود و هيچگاه خود را برتر از ديگران به شمار نخواهد آورد. رسول الله(ص)، الگوي فروتني است؛ چون ايشان به واقع، مظهر كمال الهي بود و تمام ارزشهاي انساني در او تبلور يافته بود. با بندگان خدا از هر طبقه و موقعيتي كه بودند، معاشرت متواضعانه داشت. تواضع او در برابر خلق الله براي جلب رضاي خدا بود:
يَاْكٌلٌ اٌكْلَه الْعَبيد وَ يَجْلسٌ جَلَسَه الْعَبيدِ تَواضُعاً ِلله عَزَّوَجَلَ. (همان، ج16، ص261)
براي رضاي خدا همانند بردگان بيآلايش مينشست و غذا ميل ميكرد.
شيوه نشستن حضرت در مجلس نيز نشاندهنده فروتنياش بود:
وَ كانَ يَاكٌلٌ عَلَي الْحَصيض وَ نيامُ عَلي الْحَضيض. (همان، ج6، ص262)
به هنگام خوردن غذا در پايين مجلس مينشست و در همانجا هم ميخوابيد.
همچنين وارد شده است:
"ما اَكَلَ مٌتَّكئاً قَطٌّ؛
هيچگاه در حاليكه تكيه داده باشد، غذا نميخورد". (همان، ص237)
نيز گفتهاند:
ما عابَ رَسُولُ الله (ص) مَضْجَعاً اَنْ فَرَشُوا لَهُ اضْطَجَعَ و َاِنْ لَمْ يَفْرَشْ لَه اضْطَجَعَ علي الارْضِ.
(محّجةالبيضا، ج4، ص215)
هيچگاه به بستري كه براي او در نظر ميگرفتند تا بنشيند يا بخوابد، خرده نميگرفت. اگر چيزي پهن ميكردند، بر روي آن ميخوابيد و اگر پهن نميكردند روي زمين ميخوابيد.
از فروتني ايشان همين بس كه در سلام كردن، كسي نميتوانست از ايشان پيشي بگيرد. در نهايت فروتني ايشان آمده است:
با بردگان بر روي زمين غذا خوردن؛ سوار شدن بر چهارپا كه تنها پلاسي بر پشت آن قرار داشت؛ دوشيدن گوسفند با دست مبارك؛ پوشيدن لباس پشمي زبر و سلام كردن بر كودكان، روش ايشان بود. (همان، ص98)
همين روش زندگي بود كه قلبهاي جهانيان از هر سو مجذوب ايشان گرديد و به راستي كه اسوۀ حسنهاي براي جهانيان بود.
از تشريفات و رفتار خودپسندانه پادشاهان بيزار بود. امام صادق(ع) ميفرمايد:
«كانَ تَكْرَهُ انْ يَتَشَبَّهُ بِالْمُلُوكِ؛ هيچ دوست نداشت به پادشاهان شبيه شود.»
(مكارمالاخلاق، ص26)
عبدالله بن مسعود ميگويد:
مردي خدمت پيامبر آمد و از هيبت پيامبر بر خود لرزيد و پيامبر به او فرمود:
آرام باش، من پادشاه نيستم. من فرزند زني هستم كه غذايي ساده و خشن ميخورد.
(كنزالعمال، ج6، ص88)
همچنين رسول الله (ص)فرموده است:
هر كس دوست داشته باشد كه ديگران جلوي پاي او بر پا بايستند، جايگاه خود را در آتش دوزخ در نظر بگيرد. (مكارمالاخلاق، ص15-16)
خداوند تبارك و تعالي به پيامبر خود فرمود:
وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ؛
پر و بال خويش را براي پيروان خود كه با پايمردي در ايمان به تو اظهار علاقه ميكنند، فرو هشته ساز و نسبت به آنان فروتن و متواضع باش. (شعرا:215)
رسول خدا (ص) فرمود:
«اِنَّ الله اوْحي اِلَيَّ اَن تَواضَعُوا؛
خداوند متعال به من وحي فرمود – كه به شما اعلام كنم تا - تواضع را پيشه خود سازيد.»
و به راستي كه آن بزرگوار تجسم عيني تواضع و فروتني بود؛ چنانچه همواره بدون اينكه از خود ذلتي نشان دهد، متواضع بود و بين خود و ديگران امتيازي قائل نميشد؛ تا آنجا كه ابوذر رحمة الله عليه ميگويد:
هر گاه شخص غريبي وارد مجلس ميشد، آن حضرت را نميشناخت، تا اينكه ميپرسيد: كداميك از شما محمد(ص) است؟ آن حضرت در مجالس و ديدارها به كسي اجازه نميدادند كه براي ايشان به پا خيزد و به شدت از اين كار ناراحت ميشدند، تا آنجا كه چون مردم ميتوانستند پيامبر (ص)از اين كار واقعا آزرده ميشوند، از اين رو جلوي پاي آن بزرگوار بلند نميشدند.
روزي يكي از يارانش اجازه خواست كه جلوي پاي ايشان به خاك افتد، يعني ايشان را سجده كند، فرمود:
چه ميگويي؟ اين روش قيصر و كسري است و شأن من در پيغمبري و بندگي است.
وقتي ميخواستند جايي تشريف ببرند، اگر گروهي ميخواستند دنبال ايشان به راه بيفتند، اجازه نميدادند و اگر سواره بودند و كسي ميخواست، همراه ايشان پياده بيايد، او را ميان سه كار مخير ميساختند:
يا اينكه جلوتر برود و پشت سر ايشان نيايد و يا صبر كند ايشان بروند و بعد او بيايد و يا اگر ممكن بود دو نفري بر مركب حضرت سوار ميشدند. ميفرمودند: اينكه من سواره باشم و شما پياده صحيح نيست. محال بود كه اجازه بدهند خود سواره حركت كنند و يك نفر پياده ايشان را همراهي كند. به كلي از جلال و دبدبه ظاهري متنفر بودند و با هر گونه آثار تكبر و خودپسندي در ميان مسلمين مبارزه ميكردند. اميرالمؤمنين علي(ع) نيز به تأًسي رسول اكرم(ص) رفتاري اينگونه داشتند. چنانكه وقتي به جنگ صفين ميرفتند، در راه شام روستاييان انبار (شهري در كنار فرات در غرب بغداد) در برابرشان به پايكوبي و جوش و خروش دسته جمعي پرداختند. اميرالمؤمنين(ع) فرمود:
«اين چه كاري است كه كرديد؟» گفتند: اين يك رسمي است كه اميران خود را با اين رفتار تعظيم ميكنيم. فرمود:
«سوگند به خدا، امراي شما از اينگونه كارها سود نميبرند و شما در اين دنيا خود را به مشقت مياندازيد و در آخرتتان هم دچار شقاوت ميگرديد، چه خسارتي بدتر از مشقتي است كه عذاب الهي را در دنبال دارد و چه سودي بالاتر از آن آسودگي كه امان از آتش در پي آن است.»
حضرت علي(ع) ميفرمايد: من و رسول خدا(ص) با هم در راهي ميرفتيم، به جمعيتي برخورديم كه اطراف مردي را گرفته بودند. پيامبر(ص) پرسيدند: اين مردم براي چه چيز جمع شدهاند؟ آنان گفتند: ديوانهاي است آزار دهنده كه مردم دور او را گرفتهاند. رسول خدا(ص) فرمود:
اين مرد دچار بيماري است، ولي ديوانه حقيقي كسي است كه در حال راه رفتن دستانش را به علامت تكبر حركت ميدهد، شانهاش را بالا مياندازد و از خدا بهشت ميخواهد، در حاليكه وجود او پر از گناه و معصيت است و اين نشانهاي از خودخواهي و تكبر میباشد. (معانيالاخبار، باب 67)
روزي رسول خدا (ص) در مجلسي با يارانش حلقهوار نشسته بودند مردي مسلمان كه تهيدست بود و لباس كهنهاي به تن داشت وارد شد، نگاهي به اطراف مجلس كرد تا جايي خالي پيدا كند بالاخره در نقطهاي جايي خالي يافت و در آنجا نشست. اتفاقاً در آن نقطه، كنار مرد ثروتمندي قرار گرفت. مرد ثروتمند كه گويا از نشستن آن فقير در كنار خود احساس ناراحتي كرده بود، لباسهاي خود را جمع كرد و خودش را به كناري كشيد و از آن فقير فاصله گرفت. پيامبر(ص) كه مراقب رفتار او بود رو به او كرد و فرمود:
- ترسيدي چيزي از فقر او به تو برسد؟
- نه يا رسول الله.
- ترسيدي لباسهايت در اثر تماس با او آلوده شود؟
- نه يا رسول الله.
- پس چرا خودت را جمع و جور كردي و از او فاصله گرفتي؟
- يا رسول الله اعتراف ميكنم مرتكب خطايي شدهام و اكنون براي جبران اين خطا و كفارۀ اين گناه، حاضرم نصف ثروتم را به اين برادر مسلمان ببخشم.
مرد فقير وقتي سخنان او را شنيد گفت: يا رسول الله من حاضر نيستم بپذيرم. حضار با تعجب پرسيدند:
چرا؟ گفت: ميترسم در اثر ثروت، من هم گرفتار غرور و خودخواهي شوم و روزي با يكي از برادران مسلمان خود آن چنان رفتاري كنم كه امروز اين مرد با من رفتار كرد.
رسول اكرم (ص)در پرهيز دادن ياران خويش از خودخواهي دقت زايدالوصفي داشتند، تا آنجا كه يك خطور قلبيبه انگيزه خودبرتربيني را مد نظر داشته و اصحاب را از عواقب شوم آن بر حذر ميداشتند.
مردي را نزد آن حضرت خيلي تعريف ميكردند. از قضا روزي آن مرد به مجلس پيامبر (ص) آمد. اصحاب گفتند: يا رسول الله، اين همان شخصي است كه تعريف ميكرديم. رسول اكرم(ص) به محض مشاهده او فرمود: «در پيشاني او نفخهاي از شيطان ميبينم.» آن مرد بعد از اينكه نزديك شد سلام داد، حضرت به وي فرمود: «تو را به خدا سوگند ميدهم آيا در دلت گذرانيدي كه در بين اين گروه از تو برتر نيست؟» گفت: بلي، به خدا سوگند.
امام صادق (ع) ميفرمايد:
مردي نزد رسول خدا آمد با حالتي كه حاكي از فخر و مباهات بود، گفت: يا رسول الله، من فلاني هستم، پسر فلاني... و تا نه پدر خود را شمرد. رسول اكرم (ص) در پاسخ او فرمود:
تو دهمين ايشاني در دوزخ. (اصول كافي)
حضرات ائمه عليهمالسلام نيز به تأسي از رسول اكرم (ص) همواره ياران و صحابه خود را به تواضع دعوت كرده و از خودخواهي و كبر پرهيز ميدادند.
«احمد بن محمد بن ابي نصر بزنطي» كه از بزرگان اصحاب امام رضا(ع) محسوب ميشد، نقل ميكند كه من با سه تن از ياران ديگر خدمت امام رضا (ع) شرفياب شديم و ساعتي نزد امام نشستيم. چون خواستيم باز گرديم، امام به من فرمود:
اي احمد، تو بنشين. همراهان من رفتند و من خدمت امام ماندم و سؤالاتي كه داشتم به عرض رساندم. امام پاسخ ميفرمود. تا پاسي از شب گذشت. خواستم مرخص شوم، فرمود: ميروي، يا نزد ما ميماني؟ عرض كردم: هر چه شما بفرماييد. اگر بفرماييد، بمان ميمانم و اگر بفرماييد، برو ميروم. فرمود: بمان و اين هم رختخواب (و به لحافي اشاره فرمودند) آنگاه امام برخاستند و به اتاق خود رفتند. من از شوق به سجده افتادم و گفتم: سپاس خداي را كه حجت خدا و وارث علوم پيامبران، در ميان چند نفر كه خدمتش شرفياب شديم، تا اين حد به من محبت فرمود. هنوز در سجده بودم كه متوجه شدم امام به اتاق من بازگشتهاند، برخاستم. حضرت دست مرا گرفته و در حاليكه ميفشرد، فرمود:
اي احمد! اميرمؤمنان (ع) به عيادت "صعصعه بن صوحان" (كه از ياران ويژه آن حضرت بود) رفت و چون خواست برخيزد فرمود: «اي صعصعه! از اين كه به عيادت تو آمدهام به برادران خود افتخار مكن – عيادت من باعث نشود كه تو خود را از آنان برتر بداني - از خدا بترس و پرهيزکار باش و براي خدا تواضع و فروتني كن كه خدا تو را رفعت ميبخشد.»
امام (ع) با اين عمل و سخن خويش هشدار دادهاند كه هيچ عاملي جاي خودسازي و تربيت نفس و عمل صالح را نميگيرد و به هيچ امتيازي نبايد مغرور شد، حتي نزديكي به امام و عنايت و لطف آن حضرت نيز نبايد و سيله فخر و مباهات و احساس برتري بر ديگران گردد.
...ادامه دارد

پیام های پیامبر (ص) نام کتابی است که با شیوه ای متفاوت جلوه های رفتاری و گفتاری پیامبر اکرم(ص) را در قالب پیام هایی کوتاه ارائه کرده است .