سخن آغازين

رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ     (المؤمنون ، 9- 98)

رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ.      ( ممتحنه ، آیه 4 )

پروردگارا! ما بر تو توكّل كرديم و به سوى تو بازگشتيم ، و همه فرجام ها به سوى تو است . 

 روح همه ارزش هاي اخلاقي ، ذكر است و قلب آن ، فكر . ذکر به ارزش ها حیات می بخشد و فکر ، ثبات. قرآن « نمود » ی از ذکر است و «نماد»ی از فکر . 

  كلام وحي، روح و روان را از روزمرگي مي رهاند و به قلل رفيع رهايي ياد خدا مي رساند.

قرآن، کلام خداوند و برترین کتابی است که بر دنیای خاکی نازل شده است. 

 قرآن عظیم برنامه  کامل زندگی بشر است؛ باغ زندگي انسان را پر از رياحين مي كند و با شكوفه هاي ياد خدا، صحن و سراي گيتي را عطرآگين مي سازد.
  قرآن نوري است که در آن تاريکي يافت نمي شود و چراغي است که درخشندگي آن زوال نپذيرد٬ ريسماني است که رشته آن محکم و پناهگاهي است که قله آن بلند و دريايي است که تشنگان آن٬ آبش را تمام نتوانند کشيد و شفادهنده اي است که بيماري هاي وحشت انگيز را بزدايد. 

  قرآن ،بهار دل است و چشم و چراغ منزل . از نهانگاه آن چشمه هاي دانش و سرچشمه هاي زلال عدالت و حقيقت مي جوشد. پس درمان خود را از قرآن بخواهيم و در سختي ها از قرآن ياري طلبيم و خواسته هاي خود را به وسيله قرآن طلب کنيم و با دوستي قرآن به خدا روي آوريم؛ زيرا وسيله اي براي تقرب بندگان به خدا٬ بهتر از قرآن وجود ندارد.

امام صادق(َع) فرمود: آرامش وهمدمی راجست وجو كردم ، آن رادرقرائت قرآن یافتم.

 پيام هاي قرآن نرم تر از نسيم و خوشبوتر از شميم ، مشام جان و فطرت انسان را مي نوازد و دشت دل را آماده رشد و رويش هر جوانه سبز الهي مي سازد.

  هرقطره باران کلمه ای از سروده های خداست و هوده هاي هدا . آن را كه ديده اي خدابين باشد، در هر پديده ، آيتي از خدا مي بيند و در هر سپيده ، نوري از هدا.

  كلام وحي از همه سخن ها برتر است و بر همه سخنوران، سرور.

  قال رسول الله صلی الله علیه و آله: فضل القرآن على سائر الکلام کفضل الله على خلقه

  برترى قرآن بر سایر سخنان مانند برترى خداوند است بربندگانش .

(بحارالانوار، ج92, ص17

    بايد زلال وحي را جرعه جرعه چون شهد شيرين و عسل نوشين بنوشيم و پيام حيات آفرينش را بنيوشيم. ... كه اين راه نجات است و آب حيات.

قران میخانه ای است عشق آفرين و ساغري است نوين که آیاتش جرعه جرعه مستان باده برهوت را به آباده ملكوت مي رساند.

  قارياني که از باده  رحیق مختوم مَستند، از همه دلبستگي هاي موهوم رستند .

 موحداني که از شراب طهور لبریزند ، با جور و جهل و جمود در ستيزند.

حق باوراني که از سَلسَبیل ، سرشارند، از هرگونه قال و قيل بيزارند.

 عاملان به قرآن نيك می دانند، كه لذت یک جرعه از شراب های بهشتی را نه مي توان با کلام ،توصيف ، و نه با پيام تعريف كرد.  

  دين باوراني كه قرآن و عترت را دو بال مي دانند براي رسیدن به معنویت، اينان به حق، تَسنیم نوشان خورشیدند و رهپويان راه اميد.


  قرآن ! ما از تو شرمنده ايم ، اگر از تو آواز مرگی ساخته ايم که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود ، همه از هم می پرسند: " چه کسي مرده است؟ " چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .

 قرآن ! ما  از تو شرمنده ايم ، اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ايم . یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌یکی ذوق می کند که ترا بر پيكره فرشي بافته است  ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ،‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟

 قرآن ! ما شرمنده توايم ، اگر حتی آنان که ترا می خوانند و ترا می شنوند ،‌آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یک نفس بخوانند، مستمعان فریاد می زنند: " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ..

 قرآن !‌ ما شرمنده توايم، اگر به یک فستیوال مبدل شده ای. حفظ کردن تو با شماره صفحه ،‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است، یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ،‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .  

  خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .

 آنان که وقتی تو را می خوانند چنان حظ می کنند ،‌

 گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.

 آنچه ما با قرآن کرده ایم، تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیده ایم !


 
قرآن  بوستانی است همیشه بهار و هماره پربار؛ نه خزان روزگار برگش را مي ريزد و نه زمستان انتظار به مرگش برمي خيزد. براي هر عصري، ثمري شيرين دارد و براي هر نسلي ، گل هايي عطرآگين مي آرد. همه تشنگان معرفت را زلال عرفان مي نوشاند و همه شيفتگان حقيقت را نداي حكمت مي نيوشاند. نه برگ و بار سبزش را زردي فراگيرد و نه نور و نار هدايتش را سردي مي گيرد.
 قرآن، قدوس است و با هر انيسي، مانوس ؛ رهپويان خود را از صحراي برهوت ترديد مي رهاند و به سراي ملكوت جاويد مي رساند ؛ نه در "وعده "هايش خلافي است و نه در "وعيد"هايش ، گزافي . جز سخن راست نمي گويد و جز راه راست نمي پويد.
  قرآن آخرين كتاب يزداني و واپسين آفتاب آسماني است ؛ اعجازي جاودانه است و رازي فرزانه.
  قران با زوال بيگانه است و با كمال، يگانه ؛ در سپهر اصول ، مهر بي افول است و در شب ظلماني ف مهتاب نوراني است.
  همه مكتب ها فانوس كور است و قرآن ، اقيانوس نور ؛ در شب هاي ديجور چون كوكب هاي پرنور است و در روزهاي سرور ،نظامنامه منشور.
 قرآن كتابي است دور از " وهم " و قرين نور" فهم" ؛ درك آن آسان است و بيانش ، درخشان؛ سخنانش روشن است و عرصه اش چون گلشن.
 قرآن ، قلمرو تدبر است و عرصه تفكر ؛ سرچشمه جوشانش كساني را از زلال حكمت سيراب مي كند كه قفل دل را بگشايند و زلال فضايل را بشايند:
 
 افلا یتدبّرون القرآن ام علی قلوب اقفالها
 «آیا در قرآن تدبر نمی‌كنند یا بر قلب‌هایشان قفل هایی زده شده است؟»
   قرآن ، قصري است كه ستون هاي استوارش نه از ريزش خرابي مي هراسد و نه خيزش خيزابي را مي شناسد.
 قرآن فرونشاننده عطش دل ها و آتش مشكل هاست ؛ آزمندان را قناعت مي آموزد و خودپسندان را شرافت ؛ فقيهان را باران بهاري است و صالحان را ، راه رستگاري.
   امام علي(ع) مي فرمايد : قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نمی‌پذیرد،… راهی است که رونده آن گمراه نگردد. شعله‌ای است که نور آن تاریک نشود، …. بنایی است که ستون‌های آن خراب نمی‌شود. شفا دهنده‌ای است که بیماری های وحشتناک را بزداید….. قرآن چشمه‌های دانش و دریاهای علوم است. سرچشمه عدالت و نهر جاری عدل است…… خدا ،قرآن را فرونشاننده عطش علمی دانشمندان، باران بهاری برای قلب فقیهان و راه گسترده و وسیع برای صالحان قرار داده است…….
(
خطبه 198- فراز 25 الی33- ترجمه مرحوم دشتی)

قرآن بالاترين پيام و بهترين كلام است كه بر صدر دست آوردهاي پيامبر اكرم(ص) نشسته است. خداوند همه رهنمودهاي نجات آفرين و آيه هاي آرمين خود را در كتاب فرازمين و فرازمان نگاشته و چون پرچمي بر فراز همه زمين ها و زمان برافراشته است. 

جلوه هاي رفتاري و گفتاري محمد(ص) همه تبلوري از رهنمودهاي قرآني و آسماني است. در جلد دوم كتاب پيام هاي پيامبر(ص) بخش نخست سيره اجتماعي آن حضرت به محضر همه فرزانگان فكور تقديم شد. اينك در اين دفتر دومين بخش اين فصل به مرئي و منظر عزيزان فهيم ارائه مي گردد.

خاضعانه چشم به راهيم تا كمبودهايمان را بنماييد و ضعف هايمان را بنگاريد.

                              سيد عليرضا شفيعي مطهر