تبيين مقاله«ارمغان عاشورا»
مقاله فاضلانه استاد عليرضا فلاحي در
تبيين مقاله«ارمغان عاشورا»
پس از انتشار مقاله كوتاه «ارمغان عاشورا» در فيس بوك و وب نامه شفيعي مطهر،استاد فلاحي مقاله اي فاضلانه در تبيين نكته مطرح شده در آن نوشته اند.دريغم آمد مخاطبان فرهيخته را از آن محروم سازم....و اينك متن كامل مقاله استاد فلاحي:
- با سلام و تشکر از حضرت عالی برای دعوت از دوستان برای گفتگو در مورد موضوعی که مطرح فرموده اید.
- فرمایش شما حاوی چند عنصر مورد توجه به اظهار نظر است:
- حسین، عاشورا، سخن، عقل، حقّ و جهاد است که محوری ترین آن حق و مهم ترین ابزار رسیدن به آن عقل است. بنده به سهم خودم مایلم توضیح دهم: ابتدا آیه 17 سوره شریفه اعراف را ارائه می کنم:
- أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ، كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ، كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ.
([آن که] از آسمان، آبى فرو فرستاد،
پس درّه هایی روان شدند، (هر کدام) به اندازه گنجايش خودش،
و سيل، كفى بلند با خود حمل نمود،
و از آنچه براى به دست آوردن جواهری (مثل طلا و نقره) يا كالايى (مثل آهن و مس و ...)، در آتش می گدازند، هم كفى شبیه آن دارد.
خداوند، حق و باطل را چنين (مَثَل) می زند.
پس امّا كف، با حال پرتاب شدن (و بيرون افتادن) از بین می رود،
ولى آنچه به انسان ها سود می رساند، در زمين [باقى] می ماند.
خداوند مَثَل ها را این چنين می زند ( شبیه سازی می کند).
بنابراین، طبق نص آیه شریفه، حقّ باید:
1- واقعیت داشته باشد (و دروغ و تخیّل و توهّم نباشد، و از بین نرود و ماندنی باشد و بقا داشته باشد).
2- برای انسان ها (به طور عام، نه فقط افراد یا اقوام خاصی) فایده داشته باشد (و عملا بی فایده و مضرّ نباشد). بنابراین طبق روش شناسی ارائه شده در نصّ آیه شریفه، حق و حقیقت در شناخت محتاج مباحث طولانی و حجیم مکاتب گوناگون (که در جای خودش خوب است) نیست، خداوند عالم برای راهنمایی بشر و مسلمانان زیربنایی ترین ابزار شناخت بشر را در شبیه سازیی که در این کارگاه های طبیعت فرموده، متدولوژی شناخت حق را در مورد تمامی پدیده های اطراف یک انسان از تولد تا مرگ با یک تعریف شامل دو عنصر، یک: واقعی بودن، و دو: سود داشتن برای انسان ها، بیان فرموده است. - واقعی بودن مثل آب خالص باران که در زمین مانده و سفره های زیرزمینی را پر کرده و برای همه انسان ها سود آور است و مثل طلا و نقره و یا آهن و مس خالص که در کف پاتیل های ذوب آهن مانده و برای همه انسان ها سود آور است. به عبارتی آنچه که واقعیت نداشته باشد، مثل دروغ و تحریف و جعل و تدلیس و غلوّ و همچنین شعر و خطابه و نقاشی و فیلم و موسیقی (در بخش های غیر واقعی و غیر رئالیستی در معنی کلمه اش نه مکاتب آن ) و خرافات و توهم و تخیل و محصولات دستگاه تفکر بیمار ( از حیث زیست شناسی و روان شناسی) که اصلا حق نیست، اما اگر واقعیت داشت، به شرطی حق است که برای تمامی مردم (انسان ها) بالسّویّه سود داشته باشد، لذا انسان که از بدو تولد در مورد تمامی پدیده های طبیعی، زیستی، روانی، عاطفی، دینی، سیاسی، حقوقی، اقتصادی، بهداشتی و ...، نظری یا عملی، موضوعی یا مصداقی، با این پرسش فطری و غریزی مواجه است که آن حق است یا نه؟، قرآن کریم با ارائه این روش شناسی بدون تکلّف بشر را در این راه مهم راهبری نموده است، بنابراین تکلیف همه چیز (اگر لجبازی نباشد) به راحتی روشن است: خدا،در میان خدایان و تعاریفی از خدا که می کنند و می کنیم، پیامبر، در میان پیامبران و مخالفانش و کذّابان، معاد و بی هدفی هستی، دین اسلام یا هردینی، فرشتگان و عناصر و ارکان و ابزار و سنن هستی و تدبیر عالم، انسان و سایر مخلوقات (فرشتگان، شیطان، جنّ، جانوران، گیاهان، سایر موجودات زنده هستی و کائنات، جمادات، و ...، علی و معاویه، حسین و یزید، خوبی و بدی، علم و جهل، عدل و ظلم، اخلاق انسانی یا دینی، آداب و سنن اجتماعی، قوانین مدنی، احکام فقهی، تقوی و فجور، پاکی و پلیدی، آزادی و قید و بند، کوری و بینایی، کری و شنوایی، عقل و جهل و سفاهت، و...
- و اما عقل: دوستان مستحضر هستند که قرآن کریم با آدم بی عقل، بی علم، کور، کر، بی تفکر، بی تعقل، بی تدبّر، ظنّ و گمانی، جاهل، سفیه، و ... اصلا حرفی ندارد (اگر دوستی غیر از این آیه ای سراغ داشت، حتما بیان نماید) و می فرماید:
- إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ (22-انفال)
- قطعاً بدترين جنبندگان (جانوران) نزد خدا كران (کسانی که حرف دیگران را نمی شنوند) و لالان (کسانی که حرف خود را نمی گویند و اهل گفتگو نیستند) (و) آنان که كه نمی انديشند ( و عقل خود را به کار نمی گیرند) هستند.
- - ... وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ (یونس-100)
- ... در حالی که [خدا] بر كسانى كه نمى انديشند، پليدى (شرارت و ضرر رسانی) را قرار می دهد.
- بدیهی است طبق یافته های علمی (روان شناسی، زیست شناسی) و فلسفه، داده های به دستگاه تعقل و تفکر اگر یافته های علمی واقعی و صحیح باشد، و دستگاه تعقل و تفکر که یک نرم افزار نصب شده طبیعی در سخت افزار بافت های مغزی انسان است، در سلامت بوده و بیمار و متوهم نباشد، با پردازش آن اطلاعات و تجزیه و تحلیل، جمع بندی و استنتاج، یافته های علمی جدیدی خواهد داشت:
- وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلاَّ الْعالِمُونَ.
- اين مثَل ها را براى مردم مى زنيم (شبیه سازی ها می کنیم) و آن ها را جز عالم ها از طریق پردازش عقلی در نمی یابند.(عنکوت- 43) .
- به علاوه اگر ما کلیه انواع شناخت انسانی را در شناخت های پنج گانه بدانیم، یعنی:
- 1- حسّی (بیرونی-درونی)
- 2- ماقبل حسّی ( غریزی - فطری)
- 3- عقلی
- 4- قلبی (تقوایی - شهودی)
- و 5- وحیانی ( قرآن - سنّت).
- عقل آدمی مسول و مامور صحت کارکرد، جمع آوری، تصحیح، حمع بندی، استناج و حفاظت از اصالت شناخت و اطلاعات آن نوع است، برای مثال عقل آدمی در رابطه با شناخت وحیانی نه تنها مسول ارزیابی صحت صداقت پیامبر واقعی و کذاب و کتاب الهی آن است، بلکه مسول فهم واقعی و صحیح و بدون تحریف و تکذیب معنی الفاظ و مراد خداوند و کتاب است، مضافا به این که هم مسول کشف و ارزیابی صحت روایت سنّت پیامبر است و هم مسول فهم صحیح و علمی و واقعی متن روایت است. به عبارتی عقل آدمی مسول پایه کشف انواع و منابع و ابزار شناخت و تمایز آن از خطاهای شناختی و همچنین تداوم بهره برداری از آن نوع شناخت است.
و سخن:
الزمر(17) : وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُواْ الطَّغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَ أَنَابُواْ إِلىَ اللَّهِ لهَُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ. - و آنان كه خود را از طاغوت (باند ستمگران) به دور می دارند تا مبادا او را بپرستند (و بندگی کنند) و به سوى خدا (مخلصانه)بازگشته اند، آنان را مژده باد، پس بشارت ده به آن بندگان من كه:
- .- 18 الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ .
- به سخن گوش فرامی دهند و بهترين آن را پيروى می كنند اينانند كه خدا هدایتشان نموده و اينانند که دارای مغز (اندیشیدن) هستند.
- آیه شریفه گویای اهمیت سخن الهی، پیامبران و انسان هاست و اهمیتی که شنیدن آن دارد، بدیهی است اهمیت شنیدن سخن خداوند و پیامبران در قرآن و سنت قطعی واضح و قطعی است، ولی آنچه می تواند مورد خدشه باشد، سخن همه انسان هاست که با دلایل قرآنی و سنت و عقل نباید به سخن غیبت، تهمت، استهزاء و ناسزا گوش فرادهیم، و به دروغ نباید عمل کنیم، ولی این سوال وجود دارد که ما چگونه باید به عنوان یک انسان مسول در مقابل اعمال خودمان در دنیا و اخرت و دادگاه قیامت و در پیشگاه خداوند عالم در حالی که هیچ کس مسول هیچ کس نیست و هر کس شخصا مسول عمل خود است ، و این سوال که اصولا تا سخنی شنیده نشود ،حسن و قبح آن معلوم نیست، و با توجه به بشارت خداوند در آیه شریفه در تشویق به آزادی سخن گفتن (بدیهی است سخن صحیح وغیر از غیبت و تهمت و افشای راز و حریم شخصی دیگران و فحش و استهزاء) و آزادی شنیدن و ایجاد مکانیزم سورت (درجه بندی) سخنان گفته و شنیده شده و مکانیزم اجرایی نمودن آن، نظر آیه شریفه در آزادی بیان انسانی که مورد اجماع جهان بشری و عقلای بشر است، قطعی است.
- و اما عاشورا و حسین:
- آنچه که قطعی و واقعی است، واقعه عاشورا و شهادت امام حسین (ع) و با همه عناصر مترقی فردی اجتماعی و انسانی آن اتفاق افتاده است، (عزیزان می توانند در مورد خیلی از روایت های ارائه شده در عرف فعلی، تحقیق و به صحت یا عدم صحت آن برسند، ولی در اصل واقعه و مترقی بودن هدف، عملکرد، شخصیت ها و نتیجه و تداوم آن دلایل و اجماع کافی وجود دارد، لذا دو عنصر واقعی بودن و مترقی بودن یعنی مفید بودن برای جامعه بشری تا ابد، گویای حق بودن امام و راه امام (ع) است. همچنان که در آیه حق وجوددارد، باطل یا واقعیت ندارد که باطل است و یا واقعیت دارد، ولی برای انسان ها سود ندارد و یا ضرر دارد و باطل است، و متاسفانه جامعه بشری و انسانی به وسیله و ابزار اباطیل غیر واقعی واقعیت های باطل و تلخی را تجربه کرده و می کند، چون یزید و بنی امیّه. در این رابطه کتاب های شهادت، و حسین وارث آدم و ... از شهید دکنر علی شریعتی، و شهید جاوید، و ... از مرحوم صالحی نجف آبادی، و حماسه حسینی، و تحریفات عاشورا، از شهید مطهری، و ...، رحمه الله علیهم قابل ارجاع است.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ ساعت 8:34 توسط سیدعلیرضاشفیعی مطهر
|

پیام های پیامبر (ص) نام کتابی است که با شیوه ای متفاوت جلوه های رفتاری و گفتاری پیامبر اکرم(ص) را در قالب پیام هایی کوتاه ارائه کرده است .