فصل هفتم

  سیره اقتصادی

 

پیام ۱۶۵

استقلال اقتصادی مسلمانان

امروزه دانشمندان به اهمیت استقلال اقتصادی پی برده، آن را سرچشمه استقلال فرهنگی و فکری و سیاسی می‌دانند، ولی اسلام از آغاز به این موضوع توجه کامل داشته و دستور تألیف و تحصیل آن را به مسلمانان داده است.

تاریخ می‌گوید: «هنگامی که پیغمبر اسلام (ص) با جمعی از مسلمانان به مدینه هجرت کرد، اقتصاد مدینه در دست یهود بود. حضرت فوراً به تأسیس بازاری که مرکز خرید و فروش مسلمانان باشد، اقدام کرد و دستور داد مسلمانان اجناس را مستقیماً به این بازار وارد و از این بازار صادر کنند. به علاوه کالاهای مورد نیاز را حتی‌الامکان خودشان تولید کنند و در این بازار به معرض فروش درآورند.»

به این ترتیب سنگ اول استقلال اقتصادی مسلمانان به دست آن حضرت گذارده شد. به طور کلی از تأکیدها و توصیه‌هایی که رهبران دین در زمینه تشویق و ترغیب مسلمانان به بهره‌برداری از نیروی خلاق انسانی و منابع و مواهب طبیعی به عمل آورده‌اند. قطعی و مسلّم می‌گردد، که این موضوع مورد نظر اسلام بوده است.

در سایه به کار بستن این تعالیم حیات‌بخش بود که مسلمانان قرن‌ها علاوه بر این که دارای استقلال اقتصادی، و در نتیجه استقلال فکری و فرهنگی و سیاسی بودند، رشته اقتصاد دنیا را منحصراً در دست داشتند. جرجی زیدان در تاریخ تمدن اسلام می‌گوید:

«همین که تمدن اسلام تکمیل شد، مسلمانان در تجارت علمی و عملی پیشرفت کردند و در امر بازرگانی و اقتصاد سیاسی کتاب‌های مفیدی تألیف نمودند. اکنون کتابی نزد ما می‌باشد که نامش «الاشاره الی محاسن التّجاره»، تألیف شیخ ابوالفضل جعفر بن علی دمشقی از مردم قرن پنجم هجرت است. مطالبی راجع به امور اقتصادی در این کتاب ذکر شده که در زمان خودش سابقه نداشته و در حال حاضر نیز بهتر از آن تنظیم نگشته است. در آن کتاب راجع به پول نقد، کالا، عرضه، تقاضا، قیمت، طلا و نقره به تفصیل بحث شده است. این تألیف ثابت می‌کند که مسلمانان در امور تجاری بسیار ماهر بودند و عده زیادی از بازرگانان مسلمان از قرن چهارم به بعد شخصاً برای تجارت به اطراف دنیا می‌رفتند و در اقیانوس هند و اقیانوس آرام و اواسط آسیا و آفریقا راه‌هایی افتتاح کردند که پیش از آنان کسی از آن خبر نداشته است. بازرگانان مسلمان بر همه دریاها مسلط بودند. کشتی‌های آنان سراسر مدیترانه و دریای احمر و اقیانوس آرام را می‌پیمود و تا سوماترا، زنگبار، کافرستان، کلکته، جزایر هندوچین، ماداگاسکار، کرانه‌های آفریقای شرقی، دریای خزر و روسیه آمد و شد می‌کردند و از راه خشکی به هند و ترکستان و چین و تبت می‌رفتند و تا حدود خط استوا در وسط آفریقا پیشروی داشتند و این نقاط دور دست را با اکتشاف راه‌های تازه به هم نزدیک می‌ساختند.

بازرگانان مسلمان در قرن چهارم هجری از راه خشکی و دریا از کرانه خلیج فارس و آفریقا و حبشه و یمن تا کرانه هندوچین تجارت می‌کردند و از خراسان و ترکستان و ارمنستان و افغانستان و شام و مصر و سودان و ممالک شرقی آفریقا و اندلس همه نوع مال‌التجّاره حمل و نقل می‌کردند و مثل این که بازرگانی سراسر روی زمین به دست بازرگانان مسلمان اداره می‌شد. مرکز بازرگانی شرق بصره و بغداد بود. کشتی به بصره و کاروان‌ها به بغداد می‌آمد.»

پیشرفت و استقلال اقتصادی مسلمانان منحصر به تجارت نبود، بلکه در امور صنعتی نیز به رشد کامل و پیشرفت مهمی نایل گردیدند.

 

جرجی زیدان در این‌‌باره نیز می‌گوید:

«همان‌طور که مسلمانان در بازرگانی جلو رفتند، در صنایع نیز ترقی کردند و به تدریج در بسیاری از صنایع استاد شدند و چیزهایی ساختند که بهتر از آن در جاهای دیگر یافت نمی‌شد. مسلمانان نیشکر را از هند به فارس آورده و کارخانه شکرریزی ساختند و قند و شکرهایی تهیه کردند که در دنیای آن روز بی‌مانند بود. كاغذسازی نیز از صنایع مخصوص اسلامی است. به این معنی که آنان فن کاغذسازی را تکمیل کردند و از راه اندلس به فرنگستان منتقل ساختند. در پاره‌ای از شهرهای اندلس کاغذهایی می‌ساختند که در سراسر شرق بی‌نظیر بود. در شهر مرسیه کارخانه‌هایی بود که در آن‌جا فرش‌های عالی می‌بافتند و پارچه‌ها و لباس‌های زربفت تهیه می‌کردند و تخت‌های مرصّع می‌ساختند. در شهر بالغه در اندلس کارخانه‌های شیشه‌سازی و فخّاری و کاشی‌سازی بود که به طرز خاصی ظرف‌های سفالین با خاک طلا و کاشی‌ها را با خاک نقره تهیه می‌کردند، و شیشه‌گری آنان مشهور آفاق بود. می‌گویند نخستین کسی سیره اقتصادی / پیام ۱۶۵ / که طرز شیشه ساختن از سنگ را اختراع کرد، عباس بن فرناس اندلسی می‌باشد. اختراع باروت نیز از مسلمانان است.

مسلمانان از مکانیکی اطلاع کامل داشتند و کارهای مهمی در آن زمینه انجام می‌دادند، که از آن جمله ساعت مشهور مسجد دمشق است.

مسلمانان برای بلند کردن وزن‌های سنگین از قبیل قرقره و لوله و گلوله و اهرم، آلات و ابزاری می‌ساختند که با آب و غیره حرکت می‌کرد. مسلمانان در علم مکانیک تألیفاتی داشته‌اند که قسمتی از آن را دست روزگار در هم پیچیده و قسمتی از آن را فرنگیان در نهضت علمی اخیر به لاتین ترجمه کرده‌اند.» 

(خاتم پیامبران، ص 51-48)