پیام ۱۶۳

دعا و نیایش

رسول اکرم (ص)  درباره دعا بسیار سفارش می‌فرمود و آن را «مغز عبادت» می‌دانست. در بیان نقش و اهمیت دعا فرمود: 

 «دعا سلاح مؤمن و ستون دین و نور آسمان‌ها و زمین است». بدانید که قضاء را جز دعا بر نمی‌گرداند. فرمود:

  «خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعا را از قلب غافل بی‌خبر نمی‌پذیرد».

می‌فرمود: «هنگام حاجتمندی نزد خدا لابه کنید و در گرفتاری‌ها به او پناه برید، در نزد او زاری کرده و دعا نمایید، زیرا دعا مغز عبادت است و مؤمنی نیست که خدا را بخواند جز این‌که دعایش مستجاب می‌شود. منتهی گاهی اثر استجابت دعای او در دنیا به ظهور می‌رسد و گاهی در آخرت و گاهی به اندازه دعایی که کرده گناهانش جبران می‌شود. این ها همه در صورتی است که مورد درخواستش گناه نباشد.»

پیامبر اکرم (ص) فرمود: 

  خداوند به یکی از پیغمبران چنین وحی کرد: «به عزت و جلالم سوگند، هر کس به غیر من امیدوار شود، ناامیدش خواهم کرد، و جامه خواری و ذلت بین مردم بر او خواهم پوشاند، و او را از فضل و گشایش خود به دور خواهم داشت. بنده من هنگام سختی چشم امید و آرزو به دست دیگری بدوزد، در صورتی که سختی‌ها به دست من است؛ و امیدوار به غیر من شود، در حالی‌که منم بی‌نیاز بخشاینده، کلید درهای بسته به دست من است و درِ اجابت من به روی کسی که مرا بخواند، باز است».

از طرف خود آن حضرت و سایر معصومان علیهم السلام توصیه شده است که در اول و آخر هر دعا صلوات فرستاده شود.  یکی از اصحاب امام صادق(ع) به آن حضرت عرض کرد: در قرآن آیه‌ای است که می‌فرماید: «اُدعُونی اَستَجِب لَکُم» ما دعا می‌کنیم ولی اجابت آن را نمی‌بینیم. حضرت فرمود:

   آیا گمان می‌کنی که خدا خلف وعده کرده؟ گفت: نه. فرمود: پس علت چیست؟ وی گفت :نمی‌دانم. سپس حضرت فرمود: هر کس اوامر خدا را اطاعت نماید و از راه خودش دعا کند، خداوند دعایش را اجابت می‌فرماید. سؤال کرد: راه خودش چیست؟ پاسخ فرمود:

   ابتدا خدا را ستایش و تمجید می‌کنی و نعمت‌های او را به یاد آورده و خدا را سپاس می‌گزاری. بعد بر محمد و آل محمد (ص) درود می‌فرستی. سپس گناهان خود را ذکر کرده و به آن ها اقرار و اعتراف می‌کنی و از خدا طلب عفو و مغفرت می‌نمایی. این راه دعاست.

 

نمونه‌ای از دعاهای رسول اکرم(ص)

ام ‌سلمه گوید: یک شب نصف شب بیدار شدم. دیدم پیغمبر خدا(ص)در بستر نیست. با خود گفتم: رسول خدا(ص) کجا رفته است؟ ناگاه متوجه شدم که در گوشه اتاق مشغول عبادت هستند. گوش کردم به سخنانشان. دیدم در حال گریه می‌گوید:

اللَّهُمَ لاَ تَنْزَعْ مِنّی صاَلِحِ ماَ أَعْطَیْتَنی أَبَداً، اَللَّهُمَ لاَ تُشْمِتْ بِی عَدُوّاً وَ لاَ حاَسِداً أَبَداً، اَللَّهُمَّ وَ لاَ تَرُدَّنِی فِی سُوءٍ اسْتنَقْذَتْنِی مِنْهُ اَبَداً، اللَّهُمَّ وَ لاَ تَکِلْنِی إِلَی نَفْسِی طَرْفَةَ عَیْنٍ أَبَداً.

بار الها، از من چیزهای پسندیده‌ای را که عطا کرده‌ای، هرگز جدا مکن. بار الها دشمن و حسود و کینه‌توز را، هرگز به شماتت من وامدار. بار الها، مرا به بدی و گرفتاری که از آن نجات داده‌ای، هرگز باز مگردان. بار الها، مرا حتّی یک چشم بر هم زدن، هرگز به خود وا مگذار.

ام سلمه می‌گوید: به این‌جا که رسیدند شروع کردم به گریه کردن و فریاد زدن. دعا و نماز پیغمبر(ص) که تمام شد، فرمود: ام سلمه، چرا گریه می‌کنی؟ عرض کردم: یا رسول الله، وقتی که شما این سخن را می‌گویید ، پس وای به حال ما. فرمود:

  البته همین‌طور است. برادرم یونس(ع) را خدا یک لحظه به خودش واگذاشت که آمد به سرش آن‌چه آمد.

از حضرت جواد(ع)  نقل شده است که پیامبر (ص) این چنین دعا می‌کردند: 

  بار خدایا، بیامرز برای من آن‌چه پیش کرده‌ام و آن‌چه به تأخیر انداخته‌ام و آن‌چه پنهان کرده‌ام و آن‌چه عیان نموده‌ام و اسراف مرا دربارۀ خودم بیامرز و آن‌چه را تو بدان داناتری.

بار خدایا، معبودی جز تو نیست. خدایا، به حق دانایی و تواناییت بر همۀ خلق، تا آن‌گاه که مرگ را برایم بهتر دانستی جانم را بگیر.

بار خدایا، ترس از خودت را در پنهانی و عیان عنایت فرما. 

  خداوندا، سخن حق را در حال خشم و خشنودی، و میانه‌روی را در حال فقر و توان‌گری از تو خواهانم. خداوندا، از تو می‌خواهم نعمتی را که فانی نشود و روشنی چشمی که منقطع نگردد و از تو می‌خواهم راضی بودن به قضا را و میمنت مرگ را پس از زندگی، و گوارایی زندگی را پس از مرگ و لذت دیدارت و شوق زیارت و لقایت را بی‌آن‌که زیانی ضرر زننده یا فتنه‌ای گمراه کننده به من برسد.

بار خدایا، ما را با آرایش ایمان بیارای و از راهنمایان هدایت شده قرارمان ده.

بار خدایا، ما را در زمرۀ کسانی که رهبری کردی، رهبری فرما.

بار خدایا، من از تو می‌خواهم تصمیم به پایداری در کار و به راه راست شدن را 

  و از تو می‌خواهم توفیق شکرگزاری نعمت و عافیتی نیکو و ادای حقت را 

 و از تو می‌خواهم بار پروردگارا، دلی سالم و زبانی راستگو به ما عطا کنی. 

 و از تو آمرزش می‌خواهم از آن‌چه می‌دانی.

  و از تو می‌خواهم بهترِ آن‌چه دانی. و پناه می‌برم به خودت از بدی آن‌چه (نسبت به من) می‌دانی، زیرا که تو می‌دانی و ما نمی‌دانیم و تویی علّام الغیوب.

(اصول کافی، ج4)

و از دعاهای آن حضرت است که:

خدایا، مرا شاکر و صابر گردان و مرا در چشم خویش خوار و در نظر مردم بزرگوار گردان.

خدایا، در همه کارها عاقبت ما را به خیر کن و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نگه دار.

خدایا، مرا به علم توانگر ساز و به حلم زینت ‌بخش و به تقوا عزیز کن و به عافیت زیبایی ده.

خدایا، من از تو هدایت و تقوا و عفت و بی‌نیازی می‌خواهم.

خدایا، از زوال نعمت و تغییر عافیت و غضب ناگهانی و همه چیزهایی که مایه ناخشنودی تو است، به تو پناه می‌برم.

خدایا، از اخلاق بد و اعمال بد و هوس‌های بد و مرض‌های بد به تو پناه می‌برم.

خدایا، سحرخیزی را بر امت من مبارک ساز.

خدایا، تو را به غیب‌دانی و قدرتی که بر آفرینش داری سوگند می‌دهم، تا موقعی که زندگی را برای من بهتر می‌دانی، مرا زنده نگه دار و موقعی که مرگ را برای من بهتر می‌دانی ،مرا بمیران.

خدایا، از تو می‌خواهم که ترس خود را در آشکار و نهان نصیب من کنی و در حال خشنودی و خشم کلمه اخلاص را به زبان من جاری نمایی و در حال فقر و توانگری میانه‌روی را شعار من سازی.

خدایا، چنان‌که خلقت مرا نیک کردی ، سیرتم را نیز نیک کن.

خدایا، هر کس عهده‌دار کار امت من شد و بر آن ها سخت گرفت، بر او سخت گیر و هر کس عهده‌دار کار امت من شد و با آن ها مدارا کرد، با او مدارا کن.

خداوندا، یک لحظه مرا به خودم وا مگذار و چیزهای خوبی که به من بخشیده‌ای از من باز مگیر.                                                                       (نهج‌الفصاحه)