پیام 161 - نماز
نماز
رسول اکرم (ص) بیشتر ساعات را در سکوتی عمیق میگذرانید و به یاد خدا بود. اندیشه ژرف او در همه جا و در همه حال به سوی خدا متوجه بود. بارها خود را عبد خدا خواند. عبد، کسی است که معبود خود را از همه بیشتر و بهتر عبادت کند تا از این طریق بر مقام بندگیش افزوده گردد. میفرمود: جایگاه رفیع انسان که همانا ساحت قرب الهی است، تنها در سایه بندگی خدا نصیب خواهد شد. او عظمت خالق را درک کرده بود و از این رو از همه مردم عابدتر بود و به این مقام و منزلت خود افتخار میکرد. یاد خدا را در هرحال و موقعیت توصیه میفرمود.
روزی ضمن سخنانی به یاران خود فرمود:
کسی که دوست دارد مقام خود را نزد خداوند بداند به مقام و منزلت خدا در نزد خود بنگرد. خداوند بنده خود را در آن مقامی قرار میدهد که بنده، خدای خود را در نزد خود قرار داده است. بدانید بهترین و پاکیزهترین اعمال نزد پروردگار شما و بالاترین درجات برای شما و بهترین چیزی که در عالم هست، ذکر خدای متعال است، زیرا او خود خبر داده است که: «من همنشین کسی هستم که به یاد من باشد.»
رسول اکرم(ص) میفرمود:
برترین مردم کسی است که عاشق عبادت باشد و آن را در آغوش کشد و از دل و جان دوستش بدارد و با پیکرش عبادت را به جا آورد. چنین کسی اعتنایی نخواهد داشت که دنیایش به سختی میگذرد یا به آسانی.
نماز در نظر رسول خدا(ص)
رسول اکرم (ص) علاقه زائدالوصفی نسبت به نماز داشت میفرمود: قُرَّهُ عَینی فِی الصَّلوة.
«روشنی چشم من در نماز است. وقتی بنده به نماز ایستد و رغبت و دل او با خدا باشد، از نماز خارج میشود مانند روزی که متولد شده باشد.»
مکرر میفرمود: که از نماز غفلت نکنید.
گروهی از قبیله بنی ثقیف خدمت پیامبر (ص) رسیدند تا درباره اسلام مذاکره نمایند. هیئت اعزامی ضمن مذاکره خود به حضرت پیشنهاد کردند که بنی ثقیف بر طبق شرایطی مسلمان بشوند و یکی از آن شرایط این بود که از خواندن نماز معاف باشند. رسول اکرم (ص) ضمن پاسخ به آنان فرمود:
وَ اَمَّا الصَّلوةُ فِاَنَّهُ لَا خَیرَ فیِ الدّینِ لَاصَلوةَ فیه
«اما در مورد نماز، دینی که در آن نماز نباشد، خیری در آن نیست»
میفرمود: نماز مانند ستون خیمه است. اگر ستون خیمه ثابت باشد، طنابها و میخها و پوشش خیمه پا بر جا خواهد بود، و اگر ستون شکست طناب و میخ و پوشش خیمه نافع نخواهد بود.
روزی در گفتوگو با یاران سؤالی مطرح کرد. به این ترتیب که فرض کنید در جلو خانه یکی از شما نهری روان باشد و شما هر روز پنج بار در آن شستشو کنید. آیا به تن شما آلودگی میماند؟ گفتند نه. این شستشو هیچ آلودگی به تن باقی نمیگذارد. فرمود: نمازهای پنجگانه هم همین اثر را دارد. با پنج نماز در روز خدا لغزشها را از آدمی میزداید و او را پاکیزه میکند.
میفرمود: نماز نیست؛ نماز کسی که نماز خود را اطاعت نمیکند. اطاعت نماز این است که از فحشاء و منکر دست بردارد.
میفرمود: نمازی میتواند موجب پاکی گردد که با حضور قلب و با توجه به دریای بی کران عظمت الهی به جای آورده شود. دو رکعت نماز مختصر، ولی با تفکر بهتر از شبی را زنده داشتن است.
در تعالیم آن حضرت و نیز سایر پیشوایان اسلام آمده است که نماز آن مقدارش قبول میشود که با حضور قلب باشد.
برای ایجاد تمرکز حواس و حضور قلب در نماز فرمود:
نماز را مانند کسی به جای آورید که با نماز وداع کند. پس چون آماده نماز شدید بگویید: این آخرین نماز من از دنیاست و آنچنان باشید که گویی بهشت در پیش رو و دوزخ در زیر پای شما و فرشته مرگ پشت سر و پیامبران در طرف راست شما و فرشتگان در سمت چپ شما قرار دارند و پروردگار از بالا شما را میبیند. پس متوجه باشید که در پیشگاه چه کسی ایستادهاید و با چه کس نیایش دارید و چه کسی شما را مینگرد؟
همچنین میفرمود:
«اُعبُد رَبَّک کَاَنَّکَ تَراهُ فَاِن لَم یَکُن تَرَاهُ فَاِنَّهُ یَرَاک.»
پروردگارت را آنچنان پرستش کن که گویی او را میبینی و اگر تو او را نمیبینی او تو را میبیند.
روزی پیغمبر (ص) در مسجد نشسته بودند. مردی وارد شد و به نماز ایستاد و رکوع و سجودش را به طور کامل به جا نیاورد. پیغمبر (ص) فرمود:
این نمازگزار (به جای سجده) نوک زد، مانند نوک زدن کلاغ. اگر این مرد بمیرد و نمازش این باشد به غیر دین من خواهد مرد.
روزی شخصی را ملاحظه کردند که در حال نماز با ریش خود بازی میکرد. فرمودند:
اگر دل این شخص خاشع بود جوارحش نیز خاشع میگردید.
میفرمود: اگر کسی در حضور مردم نماز خویش را نیکو کند و چون به خلوت رود آن را بد بگزارد، این اهانتی است که به پروردگار خویش میکند.
فرمود: به خدا پناه ببرید از خشوع نفاق. پرسیدند: خشوع نفاق چیست؟ فرمود:
اینکه ظاهر بدن خاشع دیده شود، ولی در قلب خشوعی دیده نشود. چه بسیار نمازگزارانی که بهره ایشان از نماز جز زحمت و مشقت چیزی نیست.
رسول اکرم (ص) با اشتیاق تمام در انتظار وقت نماز بود. چون وقت نماز میرسید به مؤذن خود میفرمود: «اَرِحنی یَا بِلال». ای بلال (با اذان گفتن) خوشحالم کن.
روزی به ابوذر فرمود:
ای ابوذر خدای بزرگ، روشنی چشم مرا در نماز قرار داده و آن را محبوب من گردانیده، همچنانکه طعام را بر گرسنه و آب را بر تشنه محبوب ساخته است. جز اینکه آدم گرسنه با خوردن غذا و تشنه با نوشیدن آب سیر میشود، ولی من از خواندن نماز سیر نمیشوم.
امیرالمؤمنین علی (ع) میفرماید:
رسول اکرم (ص) هیچ چیز را بر نماز مقدم نمیداشت و چون وقت نماز داخل میشد، گویا هیچ کس از اهل و عیال و قوم و خویش و دوست و رفیق خود را نمیشناخت.
همسر رسول اکرم (ص) نقل میکند که: رسول خدا با ما حرف میزد و ما با او سخن میگفتیم. همین که موقع نماز میشد، ایشان را حالتی دست میداد که گویی نه او ما را میشناسد و نه ما او را میشناسیم. وقتی به نماز میایستاد، از خوف خدا رنگ از رخسارش میپرید و صدایی سوزناک از ایشان به گوش میرسید. قلبش چون دیگ جوشان از خوف خدای متعال میجوشید و از شدت خشوع در نماز مانند جامهای بود که روی زمین افتاده است.
رسول اکرم (ص) در حال انفرادی ساعتهای طولانی به نماز و دعا مشغول میشد، اما وقتی به نماز جماعت میایستاد، برای رعایت حال نمازگزاران به اختصار میکوشید و میفرمود:
دلم میخواهد بیشتر در نماز بایستم، ولی همین که صدای گریه طفل یکی از زنان را که در صف جماعت ایستاده است میشنوم، از قصد خود منصرف شده و نماز را کوتاه میکنم.
روزی مرد مسلمانی که همه روز را آبیاری کرده بود، پشت سر معاذبن جبل به نماز ایستاد. او به خواندن سوره بقره پرداخت. آن مرد طاقت ایستادن نداشت و منفرداً نماز خود را به پایان رسانید. معاذ به او گفت: تو نفاق کردی و از صف ما جدا شدی. رسول خدا (ص) پس از آگاهی از این ماجرا چنان خشمگین شدند که نظیر آن حالت را از ایشان ندیده بودند و به معاذ فرمودند:
شما مسلمانان را رم میدهید و از دین اسلام بیزارشان میکنید. مگر نمیدانید که در صف جماعت بیماران و ناتوانان و سالخوردگان و کارکنان نیز ایستادهاند؟ در کارهای دسته جمعی باید طاقت ضعیفترین افراد را در نظر گرفت. چرا از سورههای کوتاه نخواندی؟
رسول اکرم (ص) با صدای بلند به ذکر و دعا پرداختن را خوش نمیداشت. در یکی از سفرها یارانشان هر گاه مشرف به بلندی میشدند، صدا به تکبیر و تهلیل بلند میکردند، فرمود:
آرام بگیرید. کسی که او را میخوانید، نه گوشش کر است و نه جای دوری رفته است. او همه جا با شماست و شنوا و نزدیک است.
پیامبر (ص) بسیار روزه میگرفت. علاوه بر ماه رمضان و قسمتی از شعبان، معمولاً در بقیه ایام سال یک روز در میان، روزه بود. در سالهای آخر عمر شریف خود در هر ماه سه روز پنجشنبه اول ماه و چهارشنبه وسط و پنجشنبه آخر ماه را روزه میگرفت.
روزی رسول اکرم (ص) به یاران خود فرمود: کدام یک از شما تمام روزها را روزه میگیرید؟ سلمان گفت: یا رسول الله، من. یکی از افرادی که آنجا بود گفت: ای سلمان، اکثر روزها تو را دیدهام که غذا میخوری. سلمان پاسخ داد: چنانکه تو گمان کردهای نیست. بلکه در هر ماه سه روز آن را روزه میگیرم و خدا فرموده: هر که یک کار خوبی انجام دهد، ده برابر به او ثواب داده میشود. از طرفی هم روزه ماه شعبان را به ماه رمضان وصل میکنم و هر که این چنین کند مثل این است که تمام روزها را روزه بدارد.
رسول خدا (ص) دهه آخر ماه مبارک رمضان بستر خود را جمع میکردند و بیشتر همّ خود را به عبادت مصروف میداشتند. چون شب بیست و سوم فرا میرسید، اهل بیت خود را بیدار نگه میداشتند و به صورت هر کدام که خواب بر او غلبه میکرد آب میزدند که خوابش نبرد. همینطور بود رویه حضرت فاطمه زهرا(س) ایشان نیز هیچ یک از اهل خانه را نمیگذاشتند که در آن شب بخوابند، و برای اینکه خواب بر آن ها غلبه نکند غذای کمتری به آنان میدادند و از روز، خود را برای شب زندهداری آماده میکردند و میفرمودند: محروم است کسی که از خير این شب بیبهره بماند.
اگر نماز مطابق با اصول و موازین شرعی انجام پذیرد و همراه با دقت و تمرکز حواس و توجه به معانی الفاظ باشد، در این صورت زمینه را برای استمرار یاد خدا در مراحل دیگر زندگی فراهم میآورد؛ به طوری که شخص بتواند نه تنها در حال نماز و نیایش، بلکه در مراحل دیگر نیز به یاد خدا باشد. تأکید تعالیم اسلامی به «دعا» از جمله موارد مهم دیگری است که سبب تقویت توجه انسان به درگاه خدا میشود.
با توجه به آثار حیاتبخش یاد خدا، قرآن کریم در موارد فراوانی مؤمنان را به یاد خدا فرا خوانده و به مداومت در آن، امر فرموده است تا مؤمنان با آن آب حیات قلوب، دلهای خویش را سیراب و از آثار پرخیر و برکت آن برخوردار گردند:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً؛
ای اهل ایمان! خدا را بسیار یاد کنید.(احزاب:3)
و در جای دیگر میفرماید:
فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلاَةَ فَاذْكُرُواْ اللّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِكُمْ؛
آنگاه که از نماز فراغت یافتید، باز در همه احوال، ایستاده و نشسته و بر پهلو (و در هر حال که میتوانید) خدا را یاد کنید. (نسا:34)
و در وصایای امام علی (ع) به امام حسن (ع) آمده است:
وَ کُن لِلّهِ ذاکِراً عَلَی کُلِّ حَالٍ؛ در هر حال خدا را یاد کن.(بحار، ج42، ص 303)
حضرت رسول اکرم (ص) خطاب به اصحاب خود فرمودند:
آیا شما را آگاه نکنم به بهترین اعمالتان و پاکترین آن ها در پیشگاه پروردگارتان، و پر ارجترین آن ها از نظر درجه و منزلت، و چیزی که از درهم و دینار برایتان و از مقابله با دشمنان و کشتن و کشته شدن بهتر باشد؟ گفتند: آری، ای رسول خدا. فرمود:
آن بسیار به یاد خداوند متعال بودن است.
و نیز آن حضرت فرمودهاند:
«یاد کننده خداوند در میان غافلان، همچون زندهای در میان مردگان است، و همانند درختی سبز در میان گیاهان خشک، و نیز بسان جنگجویی است که در بین فراریان به جنگ ایستد.» (کیمیای سعادت، ج1، ص 253)
در اهمیت یاد خدا همین بس که پیامبر خدا(ص) فرمودهاند:
اِنَّ اَهلَ الجَنَّةِ لَا یَتَحَسَّروُنَ عَلی شَی ءٍ فَاتَهُم مِن الدُّنیَا کَتَحَسُّرِهُم عَلی سَاعَةٍ مَرَّت مِن غَیرِ ذکرِ اللهِ.
اهل بهشت برای هیچ چیز به اندازه ساعتی که به غیر یاد خدا بر آن ها گذشته است، حسرت نمیخورند. (ارشاد القلوب دیلمی)
باز در جای دیگر از آن حضرت نقل است که:
هر که خواهد باغهای بهشت را تماشا کند، باید بسیار به یاد خدا باشد.
(کیمیای سعادت، ج1، ص 256) در حدیث قدسی نیز آمده است:
هر که ذکر من او را از دعا باز دارد، عطای او نزد من بزرگتر و عالیتر از پاداش سائلان باشد.(همان، ص 253)
مفهوم ذکر گاهی در برابر «غفلت» و گاهی در برابر «نسیان» به کار میرود. غفلت عبارت است از توجه نداشتن به علم، و نسیان عبارت از زایل شدن معنی از ذهن است.
ذکر عبارت است از حضور معنی در نفس و برای این حضور، مراتبی است.
پیام های پیامبر (ص) نام کتابی است که با شیوه ای متفاوت جلوه های رفتاری و گفتاری پیامبر اکرم(ص) را در قالب پیام هایی کوتاه ارائه کرده است .