پیام 155 - بت زدایی
پیام ۱۵۵
بت زدایی
سال نهم هجرت از هر سو، مردم به سوی اسلام جذب میشدند و سال گسترش اسلام و پیروزیهای پی در پی بود. قبیله ثقیف و دیگران که در درون قلعه طائف بودند، دریافتند که همه مردمان اطراف قلعه، آیین توحید را پذیرفتهاند. بنابراین، تشکیل جلسه دادند و پس از گفتوگو، شش نفر را به نمایندگی از خود به سوی مدینه به محضر رسول خدا (ص) فرستادند تا در مورد اسلام با پیامبر اکرم(ص) مذاکره کنند.
این شش نفر به حضور رسول اکرم (ص) شرفیاب شدند و در مذاکره خود، شرایطی را برای پذیرش اسلام عنوان کردند. نخست گفتند: ما حاضریم مسلمان شویم به شرطی که بت «لات» همراه با بتخانه بزرگ طائف تا سه سال به همان حال باقی بماند. پیامبر اکرم(ص) که اساس دعوتش بر یکتاپرستی بود، از این پیشنهاد جاهلانه سخت ناراحت شد. نمایندگان وقتی چنین دیدند، از پیشنهاد خود پایین آمدند و گفتند: یک ماه بتخانه و بت «لات» به همین صورت باقی باشد. باز هم پیامبر روی خوش به آنان نشان نداد. آن ها عذرخواهی کردند و گفتند: ما برای بستن زبان زنان و افراد جاهل قبیله ثقیف چنین تقاضایی کردیم، ولی اکنون با اصل شکستن بتها موافقیم. البته دستور بدهید که شکستن آن ها به دست خودمان باشد. پیامبر این شرط را پذیرفت؛ زیرا هدف بتزدایی بود. به این ترتیب، قلعه طائف بدون خونریزی به دست سپاه اسلام افتاد. (سیره ابن هشام، ج2، ص 542)
از امام صادق (ع) روایت است که در مسجدالحرام، 360 بت وجود داشت که بعضی از آن ها را به بعضی دیگر بسته بودند. رسول خدا (ص) کفی از ریگ از زمین برداشت و بر روی آن ها پاشید و سپس این آیه را خواند:
جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً؛
حق آمد و باطل از بین رفت. همانا باطل، نابود شدنی است. (اسراء:81)
پس همه آن بتها از ناحیه صورت به زمین افتادند. آنگاه پیامبر اکرم (ص) دستور داد آن ها را از مسجد بیرون ببرند و به دور اندازند. (الارشاد، ص 63)
واقدی در تاریخ خود مینویسد:
«پیامبر و یارانش با شکوه هر چه تمامتر مشغول طواف بودند. آن حضرت در نخستین دور طواف، متوجه بتهای بزرگی به نام هُبَل، اساف و نائله گردید که بالای در کعبه نصب کرده بودند. پیامبر با چوب بلند یا نیزهای که در دست داشت، ضربه محکمی به آن ها زد و آن ها را به روی زمینی افکند. آنگاه آیه : «جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً » را خواند. بت بزرگ هُبَل در برابر چشم مشرکان به دستور پیامبر شکسته شد. این بت بزرگی که سالیان دراز بر افکار مردم بتپرست، حکومت میکرد، در برابر دیدگانشان، چنین زبونانه، قطعه قطعه گردید. زبُیر به عنوان مسخره رو به ابوسفیان کرد و گفت: بت بزرگ «هُبَل» شکسته شد. ابوسفیان با کمال ناراحتی به زبیر گفت: دست بردار. اگر از بت (هُبَل) کاری ساخته بود، سرانجام کار ما این نبود. ابوسفیان نیز دریافته بود که مقدرات مردم به دست هُبَل و بتهای دیگر نیست.» (المغازی، ج2، ص 833؛ بر گرفته از: فروغ ابدیت، ج2، ص 728)
پیام های پیامبر (ص) نام کتابی است که با شیوه ای متفاوت جلوه های رفتاری و گفتاری پیامبر اکرم(ص) را در قالب پیام هایی کوتاه ارائه کرده است .