پیام 152 - استقرار پیامبر(ص) ذز یثرب
پیام ۱۵۲
استقرار پیامبر (ص) در یثرب
یثرب آماده پذیرفتن اسلام
بعضی از بزرگان قبیله «خزرج» در موسم حج به مکه آمدند و در مسجدالحرام با پیامبر ملاقات کردند. رسول اکرم آنان را به اسلام که دین صلح و برادری است، دعوت کرد و آن ها که از اختلافات ریشهدار خود با طائفه «اوس» به جان آمده بودند، گمشده خود را یافتند و از جان و دل اسلام را پذیرفتند.
خزرجیان در هنگام مراجعت از پیامبر، مبلغ و راهنمایی خواستند و حضرت، «مصعب بن عمیر» را همراه آنان روانه کرد. بدین ترتیب اهل شهر یثرب، از طلوع خورشید اسلام، باخبر شدند و برای بررسی آیین جدید شتافتند. آنچه بیش از هر چیز مردم را برای گرویدن به اسلام آماده میساخت؛ شنیدن آیات نورانی و جذاب قرآن بود. «مصعب» گزارش اسلام آوردن بزرگان اوس و خزرج را به پیامبر نوشت و بعداً عده زیادی از کسانی که از یثرب برای شرکت در مراسم حج به مکه آمده بودند، پنهانی با پیامبر، نیمه شب ملاقات کردند. مسلمانان یثرب در راه به ثمر رسیدن نهال اسلام با پیامبر بیعت کردند و متعهد شدند همانطور که از زن و فرزند خود حمایت و جانبداری میکنند، از پیامبر حمایت نمایند.
(اعلامالوری، طبع نجف، 1390 قمری، ص 55-61)
توطئه قتل پیامبر (ص)
هنوز سپیده سحر، قلب سیاه شب را نشکافته بود که قریشیان از پیمان مسلمانان یثرب باخبر شدند و برای خنثی کردن آن و جلوگیری از پیشروی پیامبر به جنب و جوش افتادند.
بدین منظور در دارالندوه (محل اجتماع قریش برای داوری) شورایی تشکیل گردید و پس از مشورت فراوان قرار شد از هر قبیله یک نفر انتخاب شود و شبانه به خانه پیامبر بریزند و او را به قتل برسانند، تا اساس دعوت اسلامی متلاشی گردد.
(تاریخ طبری، ج3، ص 1229- اعلامالوری، ص 61 – 62)
خدا، پیامبر را از نقشه دشمنان آگاه ساخت و به او فرمان داد که شبانه از مکه خارج شود. (تاریخ طبری، ج3، ص 1231 – بحارالانوار، ج19، ص 60)
محمد(ص) ، پس از رسیدن وحی دایر بر هجرت، تصمیم گرفت زادگاه خود را ترک گوید.
جانبازی علی(ع)
پس از آنکه پیامبر مأمور شد به یثرب حرکت کند، علی(ع) را طلبید و اسرار خود را به او گفت و امانتهای مردم را بدو سپرد تا به صاحبانش برگرداند و آنگاه فرمود:
من باید هجرت کنم، ولیکن تو لازم است در بستر من بخوابی.
علی (ع) پذیرفت و در بستر رسول خدا خوابید و خطرهایی که پیامبر را تهدید میکرد بر خود هموار کرد.
(سیره ابن هشام، ج1، ص 481 – تاریخ طبری، ج3، ص 1232)
جانبازی علی (ع) به اندازهای خالصانه و پر اهمیت بود که خداوند آن را در قرآن مجید ستوده است. (بحارالانوار، ج19، ص 78)
پیامبر به غار ثور میرود
هنگامی که پاسی از شب گذشت دشمنان دور خانه پیامبر را محاصره کردند تا نقشه شیطانی خود را پیاده کنند؛ ولی از آنجا که خداوند یار و پشتیبان پیامبر است، او را از این مهلکه هم نجات داد.
پیامبر در حالیکه آیاتی از سوره «یس» را میخواند، از منزل خارج گردید و از بیراهه به طرف غار ثور که در بیرون مکه بود رفت. ابوبکر نیز از جریان با خبر گشت و با پیامبر همراه گردید. (تاریخ طبری، ج3، ص 1234)
کفار با شمشیرهای برهنه به طرف بستر پیامبر هجوم آوردند؛ ولی با کمال تعجب علی (ع) را به جای آن حضرت دیدند و با حالتی آشفته پرسیدند: محمد (ص) به کجا رفت؟ علی (ع) فرمود:
مگر من از جانب شما نگهبان او بودم؟ شما قصد اخراج او را داشتید، او هم از شهر خارج شد. (اعلامالوری، ص 63)
قریش که همه نقشههای خود را، نقش بر آب دیدند، به اقدامات حاد دست زدند، ولی به جایی نرسید.
به سوی یثرب
پیامبر پس از سه روز توقف در غار ثور، به سوی یثرب حرکت کرد.
(سیره ابن هشام، ج1، ص 486 – بحارالانوار، ج19، ص 69)
شخصی از مکیان به نام «سراقه بن مالک» رسول اکرم را تعقیب کرد! ولی پس از آنکه پای اسب او سه بار به زمین فرو رفت و او را به زمین افکند؛ توبه کرد و برگشت.
(سیره ابن هشام، ج1، ص 489 – بحارالانوار، ج19، ص 88)
پیامبر 12 ربیع الاول به «قبا» رسید (کاملالتّواریخ، جزء دوم، طبع بیروت، 1385 قمری، ص 106 – قبا مکانی است نزدیک مدینه) و چند روزی (تاریخ طبری، ج3، ص 116) در آنجا به سر برد.
ابوبکر خیلی اصرار کرد که آن حضرت به یثرب حرکت کند؛ ولی پیامبر نپذیرفت و به ابوبکر فرمود:
علی مرا با جان خود حفظ کرده است و بهترین اهل بیت من و پسر عم و برادر من است. از اینجا حرکت نمیکنم تا علی به من ملحق گردد. (بحارالانوار، ج19، ص 116)
علی(ع) پس از انجام مأموریتی که به او واگذار شده بود، خود را در «قبا» به پیامبر رسانید. در حالیکه پایش چنان صدمه دیده بود که قدرت راه رفتن نداشت. پیامبر(ص) با مهربانی او را در آغوش کشید و همراه او به طرف یثرب حرکت کرد.
(کاملالتواریخ، طبع بیروت، ج2،ص 106)
یثرب، چشم انتظار پیامبر
یثرب غیر عادی شده بود و شور و هیجانی بر شهر حکومت میکرد. مردم هر روز در کوچهها و محلات به انتظار پیامبر بودند.
پیامبر روز جمعه (سیره ابن هشام، ج1، ص494 – بحارالانوار، ج9، ص 122) وارد شهر یثرب شد، مردم سر از پا نمیشناختند.
محمد (ص) در یثرب استقرار یافت و شالوده اسلام و تمدن عظیم اسلامي را بر اساس عدالت ریخت.
پیام های پیامبر (ص) نام کتابی است که با شیوه ای متفاوت جلوه های رفتاری و گفتاری پیامبر اکرم(ص) را در قالب پیام هایی کوتاه ارائه کرده است .