پیام 150 - علنی شدن دعوت محمد(ص)
پیام ۱۵۰
علنی شدن دعوت محمد (ص)
محمد (ص) سه سال پس از بعثت تصمیم گرفت دعوت خود را علنی کند.
به دنبال این تصمیم راه کوه صفا را پیش گرفت و در نقطه مرتفعی از آن ایستاد و با صدای بلند گفت:
«یا صباحاه». این جمله نزد عرب، در موقع متوجه ساختن مردم به امر مهمی به کار میرفته است. (مجمعالبحرین، کلمه صبح)
صدای محمد (ص) در کوه صفا طنین انداخت و جلب توجه کرد. جمعیت زیادی از قبایل مختلف به سویش شتافتند، و برای شنودن سخن محمد (ص) چشم به او دوختند. پیامبر رو به آنان کرد و گفت:
ای مردم! هر گاه به شما خبر دهم که دشمنان میخواهند صبحگاه و یا شبانگاه غفلتاً بر شما بتازند، آیا تصدیقم میکنید؟
همگی گفتند:
ما در سراسر دوران زندگیت از تو دروغ نشنیدهایم.
پیامبر فرمود:
ای گروه قریش! من شما را از عذاب خدا بیم میدهم. خود را از آتش نجات دهید.
(تاریخ طبری، ج3، ص 1170)
و افزود:
موقعیت من، موقعیت همان دیدبانی است که دشمن را از دور میبیند و قوم خود را از خطر آنان باخبر میسازد. آیا چنین شخصی هرگز به قوم خود دروغ میگوید؟
(سیرۀ حلبیه، ج1، ص 311، چاپ 1382)
ابولهب از بیم آنکه مبادا سخنان آن حضرت در دل حاضران اثر کند سکوت را شکست و خطاب به آن حضرت چنین گفت:
وای بر تو! ما را برای شنیدن همین حرفها در اینجا گرد آوردهای؟
او با کلمات تند و بیادبانهاش گفتار محمد )ص) را قطع کرد و او را از ادامه سخنانش باز داشت و به پاداش این جسارتها و انکارها و همکاری با دشمنان و مشرکین، خداوند در مذمت او سوره: تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ را نازل فرمود.
(تاریخ طبری، ج3، ص 1170 – مناقب، ج1، ص 44-43)
عکسالعمل سخنان پیامبر
سخنان منطقی و گرم محمد (ص) در بسیاری از شنوندگان اثر بخشید و در بیشتر مجالس و محافل صحبت از آیین جدید محمد (ص) بود. گروهی که پشتشان زیر بار اجحاف و تعدی خم شده و از اوضاع بیسامان مکه و بیعدالتیها جانشان به لب آمده بود، کلمات محمد (ص) روزنه امید به سویشان باز کرد و جانی بر پیکر نیمهجانشان دمید؛ ولی سران بداندیش قریش زیر بار نرفتند و چون دیدند پیامبر اسلام (ص) نقص و انحراف عقاید آنان را در هر فرصتی توضیح میدهد؛ تصمیم گرفتند از هر راهی که ممکن است جلوی این انقلاب فکری را بگیرند.
پیام های پیامبر (ص) نام کتابی است که با شیوه ای متفاوت جلوه های رفتاری و گفتاری پیامبر اکرم(ص) را در قالب پیام هایی کوتاه ارائه کرده است .