پیام ۱۴۳

حضور در مجامع

حسین بن علی(ع)  می‌فرماید: از پدرم دربارۀ سیرۀ پیامبر (ص) در مجالس پرسیدم فرمود: 

 رسول اکرم (ص) در هیچ مجلسی نمی‌نشست و بر نمی‌خاست مگر به یاد خدا.

در مجالس جای مخصوص و معینی برای خود انتخاب نمی‌کرد که نشانه تشخص و برتری باشد و مخصوصاً از این کار نهی می‌فرمود. وقتی به مجلسی وارد می‌شد، هر جا که خالی بود می‌نشست و به اصحاب و یاران نیز دستور می‌داد که چنان کنند.

سخن همنشین خود را قطع نمی‌کرد و به هر یک از اهل مجلس در خور حالش توجه می‌نمود. حاضران اگر از چیزی به خنده می‌افتادند، آن حضرت نیز تبسم می‌فرمود و اگر از چیزی تعجب می‌کردند، اظهار تعجب می‌نمود.

به احتیاجات مردم رسیدگی می‌کرد.در مجالس با مردم مشغول گفت‌وگو می‌شد. آنان را در اصلاح خود یاری می‌فرمود. دربارۀ امورشان پرس و جو می‌نمود و آنان را به معارف دین آشنا می‌ساخت. در این باره هر چه می‌فرمود سفارش می‌کرد که حاضران آن را به غائبان برسانند. همچنین سفارش می‌کرد که نیاز نیازمندان و شکایت ضعیفانی را که نمی‌توانند به من بگویند، شما به من بگویید و در این کار مسامحه روا مدارید که همانا هر کسی که حاجت حاجت‌مندی را به صاحب قدرتی بیان کند و در ابلاغ آن کوشا باشد، خداوند در قیامت او را پایدار و ثابت قدم می‌نماید.

در حضور پیامبر (ص) صداها بلند نمی‌شد و حرمت کسی هتک نمی‌گردید. اگر از کسی لغزشی سر می‌زد، برملا نمی‌گشت و در جای دیگر گفته نمی‌شد. زیرا آن حضرت می‌فرمود:

  اهل مجلس نگه دار امانت یکدیگرند و روا نیست یکی از آن ها راز رفیق خود را آشکار سازد.

به ابوذر فرمود: مجالس امانت هستند و فاش کردن راز برادرت خیانت است پس، از آن بپرهیز.

 البته در سه مجلس پیامبر (ص) نه تنها افشای راز را منع نکرده بود، بلکه افشای آن را وظیفه می‌شمرد:

الف – مجلسی که در آن خون محترمی ریخته شود.

ب – مجلسی که در آن خون محترمی حلال شمرده شود.

ج – مجلسی که در آن مال محترمی از غیر جهتی که حلال است، حلال شمرده شود.

روزی از یاران خویش پرسید: آیا شما را به بدترینتان آگاه سازم؟ گفتند: آری. رسول خدا (ص) فرمود:

 آنان که به سخن‌چینی روند و میان دوستان جدایی افکنند و برای مردمان پاکدامن عیب‌جویی کنند.

محضر رسول خدا (ص) چنان بود که هر کسی که می‌خواست می‌توانست به راحتی شرکت کند و خانه‌اش نیز نگهبان و دربان نداشت. اما کار افراد موقع‌نشناسی را هم که مدام به دیدنش می‌آمدند و وقت او را می‌گرفتند، نمی‌پسندید. به طوری که به عنوان تذکر به یکی از این اشخاص فرمود: «زُرْنِی غَبّاً تَزدَدْ حُبّا» (نهج‌الفصاحه، ص 51) هر روز [به دیدن من] میا تا محبت [بین ما] زیاد گردد.

ادب و انضباط در مجلس را بسیار دوست می‌داشت و به مقتضای موقعیت در این زمینه نکاتی را تذکر می‌داد، که از آن جمله است : روزی به مسجد آمد و حاضران را دید که حلقه‌هایی زده و جدا نشسته بودند. فرمود: چرا متفرقید؟ گرد هم آیید. می‌فرمود:

یَدُاللهِ مَعَ الجَمَاعَةِ.

دست خدا همراه با جماعت است.

در مجالس عمومی همه به دور ایشان حلقه می‌زدند و هر که می‌رسید بی‌رعایت نسبت و مقام، هر جا خالی بود، می‌نشست.

می‌فرمود: کسی، دیگری را از جا بلند نکند که به جای او بنشیند و هر که از جای خود برخاست و دوباره بازگشت، به اشغال آن اولی است و روا نیست در مجلس میان دو کس بی‌اجازه آن ها فاصله افکنند.

همه اصحاب در محضر آن حضرت متواضع بودند. چون سکوت می‌فرمود، اصحاب صحبت می‌کردند و هرگز در حضور پیامبر(ص) ستیزه و نزاع در بحث نداشتند.

سالخوردگان را محترم می‌داشت، به خردسالان مهر می‌ورزید، نسبت به نیازمندان ایثار می‌کرد. مجلس او سرشار از لطایف حکمت و معرفت بود و اصحاب را مشتاقانه به خود مجذوب می‌کرد. مردم برای درک فیض و طلب علم به حضور حضرت می‌رسیدند و بهره‌های فراوان می‌گرفتند و سینه به سینه نقل می‌کردند.