پیام ۱۴۲

مدیریت و رهبری

پیشوای بزرگ اسلام جامع همه صفات و اختصاصات لازم برای عالی‌ترین سطح مدیریت و رهبری بود. از این روست که رهبری او برترین نمونه رهبری است که تاریخ سراغ دارد. او با اتکاء به قدرت الهی و با شخصیت برجسته، موجّه و موثّقی که در میان مردم داشت، توانست چنان انقلاب عظیمی را پی‌ریزی و به بهترین وجه ممکن رهبری نماید. او مورد اعتماد و علاقه مردم بود. دوست و دشمن و مخالف و موافق بر امانت و راست‌گویی آن حضرت شهادت می‌دادند. از همین رو در جریان دعوت خویش از وثوق مردم به سود آن ها استفاده فرمود، و از آنان پرسید:

  «اگر به شما خبر دهم که دسته‌ای از سواران در دامنۀ این کوه‌اند، آیا سخن مرا باور می‌کنید؟» 

همه گفتند: «آری، ما به همه سخنان تو یقین داریم، چون دروغی از تو نشنیده‌ایم.»

از خصائص دیگر پیامبر (ص) در رهبری این بود که ابداً برای خود امتیازی که ارزش اجتماعی خاصی به او بدهد، قائل نبود (آن‌چنان ‌که در وصف تواضع آن حضرت دیدیم) یکی از اصحاب نقل می‌کند که : 

  «با آن حضرت وارد بازار شدیم، تا ایشان برای خود لباسی تهیه کنند. فروشنده به محض دیدن پیامبر (ص)  از جا پرید تا دست ایشان را ببوسد. حضرت دست خود را کشید و فرمود: 

 این کار را پارسیان نسبت به پادشاهان خود روا می‌دانند. من پادشاه نیستم، بلکه فردی مثل شما هستم.»

(شرح‌المواهب، زرهانی، ج4، ص 265)

با وجود این‌که فرمان آن حضرت در میان اصحاب بی‌درنگ اجرا می‌شد و آن ها مکرر می‌گفتند، چون به تو ایمان قاطع داریم، اگر دستور دهی که خود را در دریا غرق سازیم و یا در آتش بیفکنیم، می‌کنیم. ولی هرگز رسول خدا  (ص) به روش مستبدان رفتار نمی‌کردند. با وجود این‌که از مقام عصمت برخوردار بودند و نیاز به مشورت نداشتند ، ولی به تبعیت قرآن کریم که می‌فرماید: «وَ شَاوِرهُم فِی الاَمرِ»، در کارهایی که از طرف خداوند دستور نرسیده بود، با اصحاب مشورت می‌کردند و نظر آن ها را محترم می‌شمردند. چنان‌که در جنگ بدر، مسأله اقدام به جنگ و همچنین تعیین محل اردوگاه را به شور گذاشتند. در جنگ‌های احزاب و تبوک نیز با اصحاب به شور و مشورت پرداختند و بدین ترتیب اصل مشورت را پایه‌گذاری نمودند. تا رهبران، خود را مافوق دیگران تصور نکنند، و با مردم مشورت نمایند. درباره مشورت می‌فرمود: «هیچ کس هرگز با مشورت بدبخت و با استبداد رأی، خوشبخت نشده است! 

  در جایی دیگر فرمود: 

  هنگامی که زمامداران شما، نیکان شما باشند و توان‌گران شما سخاوتمندان و کارهایتان به مشورت انجام گیرد، در این موقع روی زمین، از زیر زمین برای شما بهتر است (یعنی شایسته حیات و زندگی هستید) ولی اگر زمامدارانتان بدان، و ثروتمندان افراد بخیل باشند و در کارها مشورت نکنید در این صورت، زیر زمین از روی آن برای شما بهتر است.»

در صف نماز جماعت و در صف جنگ توجه داشت که نظم و ترتیب رعایت شود، به طوری که در گیر و دار «جنگ بدر» خود شخصاً صفوف لشکر را منظم می‌ساخت. نظم و انضباط بر کارها حکم‌فرما بود و اصحاب نیز تحت تأثیر نفوذ آن حضرت دقیقاً انضباط را رعایت می‌کردند.

گاهی رسول اکرم  (ص) مصلحت می‌دید که برخی تصمیمات را مخفی نگه دارد که مبادا دشمن از آن آگاه گردد. یارانش همه تصمیمات رهبری را بدون چون و چرا به کار می‌بستند. مثلاً اگر فرمان می‌داد که آماده باشید فردا حرکت کنیم همراه او روانه می‌شدند. بدون آن‌که از مقصد نهایی آگاه باشند، و چه بسا در لحظات آخر آگاه می‌شدند. گاه به عده‌ای دستور می‌داد که به طرفی حرکت کنند و نامه‌ای به فرمانده آن ها داده، می‌فرمود بعد از چند روز که به فلان نقطه رسیدید ،نامه را باز کن و دستور را اجرا کن. آن ها چنین می‌کردند و پیش از رسیدن به آن نقطه نمی‌دانستند مقصود نهایی کجاست و برای چه مأموریتی می‌روند، و بدین ترتیب دشمن و جاسوس‌های دشمن را بی‌خبر می‌گذاشت و احیاناً آن ها را غافلگیر می‌کرد.

از دیگر خصائص رهبری رسول اکرم (ص) علاقه شدید به سازمان و تشکیلات برای شکل دادن و انتظام به نیروهای انسانی بود. می‌فرمودند:

  «اگر سه نفر با هم مسافرت می‌کنید، یک نفرتان را به عنوان رئیس و فرمانده انتخاب کنید.» در مدینه تشکیلات متعددی ترتیب دادند از آن جمله جمعی دبیر به وجود آوردند که به دسته‌های مختلف تقسیم می‌شدند و هر دسته‌ای کار مخصوص داشتند. برخی کاتب وحی بودند و قرآن را می‌نوشتند، برخی متصدی نامه‌های خصوصی بودند، برخی عقود و معاملات مردم را ثبت می‌کردند، برخی دفاتر صدقات و مالیات را می‌نوشتند و برخی مسئول عهدنامه‌ها و پیمان‌نامه‌ها بودند.

خلاصه این‌که ایمان به رسالت، حسن خلق، تواضع و فروتنی، وقار و متانت، آرامش و طمأنینه، سادگی و بی‌آلایشی، نظم و انضباط، حسن تشخیص، عدم تردید و دو دلی، شهامت، پیش‌بینی و دوراندیشی، ظرفیت تحمل انتقادات، شناخت افراد و توانایی‌های آنان و تفویض اختیارات در خور توانايی‌ها، نرمی در مسائل فردی و صلابت در مسائل اصولی، شخصیت دادن به پیروان و به حساب آوردن آنان و طرف مشورت قرار دادن آن ها و بالا نبردن سطح زندگی خود از سطح زندگی فقیرترین افراد امت، و پرورش استعدادهای عقلی و عاطفی و عملی آن ها، پرهیز از استبداد و عدم تمایل به اطاعت کورکورانه امت از او، علاقه شدید به سازمان و تشکیلات، همه و همه آن حضرت را کامل‌ترین و جامع‌ترین رهبران آسمانی می‌ساخت که شأنی از شئون رهبری بشریت را فاقد نبودند. در عظمت قدرت رهبری آن بزرگوار همین بس که در جهان آشفته آن روز که همه ارزش‌های معنوی نفی می‌شد، توانستند نظامی را بر اساس عدالت اجتماعی که جامع جمیع جهات عدالت بود تشکیل دهند و عظیم‌ترین کاخ تمدن را با تشکیل اولین عدل اسلامی و ساختن برترین مجتمع انسانی در تاریخ بشریت بنیان نهند.