قسمت دوم پيام ۱۳۴

 

ضرورت پرهیز از احتجاب

احتجاب زمامدار و مدیر نه تنها ارتباط قلبی با او را سست می‌کند و سبب دوری وی از مردم و مسائل و مشکلات ایشان می‌شود، بلکه آگاهی لازم برای ادارۀ امور را از وی سلب می‌کند. احتجاب، ارتباط‌های انسانی را می‌گسلد و مدیریت مبتنی بر روابط انسانی را به مدیریتی مبتنی بر روابط غیرانسانی تبدیل می‌سازد. (نهایة‌الارب، ج 6، ص 90) امیر مؤمنان (ع) در عهدنامۀ مالک اشتر بدو نوشت:

هیچ‌گاه خود را زمانی طولانی از رعیت پنهان مدار! زیرا دور بودن زمامداران از چشم رعایا خود موجب نوعی محدودیت و بی‌اطلاعی نسبت به امور است، و این چهره پنهان داشتن زمامداران، آگاهی ایشان را درباره مسائل نهانی قطع می‌کند. در نتیجه، بزرگ در نزد آنان کوچک، و کوچک بزرگ؛ کار نیک، زشت و کار بد، نیکو؛ و حق با باطل آمیخته می‌شود. و همانا والی انسانی است که آن‌چه را مردم از او پوشیده دارند، نداند؛ و حق را نشانه‌ای نبود تا بدان راست از دروغ شناخته شود. و تو به هر حال یکی از دو کس خواهی بود: یا مردی که نفس او در اجرای حق سخاوتمند است، پس چرا خود را بپوشانی و حقّ واجبی را كه بر عهدۀ توست نرسانی؟ یا کار نیکی را انجام ندهی که انجام دادن آن  را توانی؟ و یا به باز داشتن حق گرفتاری، که در این صورت مردمان به زودی خود را از درخواست از تو باز دارند؛ زیرا از بخشش تو نومیدند [و چاره ندارند]. با این‌که بیشتر نیازمندی مردمان برای تو چندان زحمتی ندارد؛ زیرا که شکایت از ستم است و عدالت خواستن یا در معاملتی انصاف جستن.             

(نهج‌البلاغه، نامه 53)

روشن است که زمامدار و مدیر، بشر است و زندگی خصوصی دارد و نیازمند استراحت است و نباید از او انتظار داشت که تمام اوقات خود را در اختیار مردم قرار دهد، پس قهراً ساعت‌هایی را جدا و دور از مردم است، اما نباید این جدایی و دوری طولانی شود، بلکه امام تأکید دارد که زمامدار و مدیر ارتباط فراوان با مردم داشته باشد و افراد مختلف بتوانند با وی تماس بگیرند و مسائلشان را بی پرده بیان کنند.

بسیار ظاهر شدن زمامدار و مدیر میان مردم و ارتباط برقرار کردن با آنان سبب الفت دل‌ها شده، مردم به اهتمام زمامدار و مدیر به اصلاح امور آگاه می‌شوند و او را دور و جدا از خود نمی‌بینند.                                                   (المجالس‌السنیّه...، ج2، ص 189)

«احتجاب» از یک سو ستمی به مردم است و از سوی دیگر ستمی به زمامدار و مدیر. «احتجاب» نوعی سخت‌گیری به مردم است؛ زیرا پیوند آنان را با وی قطع کرده یا سست می‌سازد؛ و نیز عاملی برای محروم ساختن زمامدار و مدیر از آگاهی‌های لازم است. وقتی مسئولان امور نتوانند با مردم ارتباط مستقیم داشته باشند، راه‌های کسب اطلاعات آنان محدود شده، بسیاری از امور برایشان پنهان مانده یا دگرگون جلوه داده می‌شود. بنابراین برای ادارۀ درست امور لازم است از احتجاب طولانی پرهیز کرد و از راه‌های مناسب ارتباط مستقیم با مردم را حفظ نمود. امیر مؤمنان (ع) در این باره به مالک اشتر فرمود:

«و بخشی از وقت خود را خاص کسانی قرار ده که به تو نیاز دارند. خود را برای کار آنان فارغ دار و در مجلسی عمومی بنشین و در آن مجلس برابر خدایی که تو را آفریده ، فروتن باش و سپاهیان و یارانت را که نگهبانانند یا تو را پاسبانان، از آنان بازدار، تا هر کس با صراحت و بدون ترس و درماندگی در گفتار، سخنان خود را با تو بگوید که من بارها از رسول خدا (ص) شنیدم که می‌فرمود: «ملّتی که حق ضعیفان را از زورمندان با صراحت نگیرد، هرگز پاک و پاکیزه نمی‌شود و روی سعادت نمی‌بیند.» و درشتی کردن و درست سخن نگفتنِ آنان را بر خود هموار کن و تنگ‌خویی بر آنان و خود بزرگ‌بینی را از خود بران [و هیچ‌گونه محدودیت و گردن‌فرازی بر آنان روا مدار] تا خداوند بدین کار درهای رحمت خود را بر روی تو بگشاید و تو را پاداش فرمانبری عطا فرماید؛ و آن‌چه می‌بخشی چنان بخش که بر تو گوارا افتد [بی‌منت و خشونت] و آن‌چه باز می‌داری با مهربانی و پوزش‌خواهی همراه کن.»                          (نهج‌البلاغه، نامه 53)

آن حضرت همچنین در نامه‌ای به «قُثَم بن عباس» فرماندار مکه این‌گونه نوشت:

امّا بعد، مراسم حج را برای مردم بر پا دار و ایّام الله را به یاد آنان آر؛ و بامداد و شامگاه برای رسیدگی به امور آنان بنشین، به کسانی که پرسشی دارند، پاسخ ده و نادان را بیاموز و با دانا به گفتگو پرداز. و میان تو و مردم نباید واسطه و سفیری جز زبانت و حاجب و پرده‌ای جز چهره‌ات باشد. افرادی را که با تو کار دارند ،از ملاقات خود محروم مساز! زیرا اگر در آغاز از درگاه تو رانده شوند و در پایان حاجتشان برآورده گردد، تو را نستایند.                                                               (نهج‌البلاغه، نامه 67)

امام (ع) به «قثم بن عباس» می‌آموزد که چگونه از «احتجاب» بپرهیزد. ارتباط خود را با مردم حفظ کند و ارباب حاجت را از درگاه خود نراند و از دیدار خود محروم نسازد و یادآور می‌شود که اگر آنان را در ابتدا از درگاه خود براند، حل مشکلشان پس از آن، جبران آن‌چه راکه از دست رفته است، را نخواهد کرد. زیرا هیچ چیز جبران کننده قطع پیوند یا گسستگی ارتباط مسئولان و مردم نیست. آنان که معاد را باور دارند و از هوای نفس خویش پیروی نمی‌کنند و تکیه‌گاهشان حق است و پایبند عدالت اند، تن به احتجاب نمی‌دهند و از مردم روی پنهان نمی‌کنند و در درگاه خویش بر ایشان نمی‌بندند. امیر مؤمنان (ع) در نامه‌ای به «قیس بن سعد بن عُباده» هنگامی که فرماندار آذربایجان بود، نوشت:

«فَأَلِن حِجَابَکَ وَافتَح بَابَکَ، وَ اعمَد إِلَی اَلحَقِّ، فَإِن وَافَقَ الحَقَّ مَا یَحبُوا سِرَّهُ، وَ لَا تَتَّبِعِ الهَوَی فَیُضِلَّکَ عَن سَبِیلِ اللهِ. إِنَّ الَّذِینَ یُضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللهِ لَهُم عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا نَسَوا یَومَ الحِسَابِ.»

(تاریخ یعقوبی، ج2، ص 202)

پس از مردم روی پنهان مدار و حاجب از پیش خود بردار و درِ خانه‌ات را بر روی همگان بگشا، و تکیه‌گاهت حق و حقیقت باشد؛ زیرا آن کس که با حق همراه باشد ،از عدالت منحرف نمی‌شود و نزدیکان و خواص را بر سایرین مقدم نمی‌دارد. و از هوای نفس و خواهش‌های نفسانی پیروی مکن که پیروی هوای نفس تو را گمراه می‌کند و از راه خدا باز می‌دارد. همانا آنان که از راه خدا منحرف می‌شوند، برای ایشان عذاب و شکنجه‌ای سخت است، زیرا روز حساب را فراموش کرده و از یاد برده‌اند.

قطع ارتباط با مردم موجب عذاب و آتش دنیا و آخرت است. هیچ آتشی چون جدایی مسئولان و مردم، نظام‌سوز نیست. آنان که درِ درگاه خود بر روی مردم می‌بندند و ارباب حاجت را می‌رانند و در احتجاب فرو می‌روند، درهای آسمان و رحمت الهی را بر خود بسته، درهای خشم الهی را می‌گشایند.

عقاب احتجاب

زمامداران و مدیرانی که در ادارۀ امور، اصل را بر جدایی از مردم و ایجاد فاصله با ایشان قرار می‌دهند، در واقع خود را از روابط انسانی و رحمت الهی محروم می‌سازند. از رسول خدا  (ص) روایت شده است که فرمود:

«أَیُّمَا وَالٍ أَغلَقَ بَابَهُ دُونَ ذَوِي الخَلَّةِ وَ الحَاَجِة أَغلَقَ اللهُ رَحمَتَهُ عَنهُ عِندَ خَلَّتِهِ وَ حَاجَتِهِ.»

   (اخبارالقضاه، ج1، ص 75)

هر زمامداری که درِ درگاه خویش را بر روی ارباب نیاز و حاجت ببندد، خداوند رحمت خود را بر او در هنگام نیاز و حاجتش بندد.

و نیز از آن حضرت روایت کرده‌اند که فرمود:

«مَا مِن إِمَامٍ یُغلِقُ بَابَهُ دُونَ ذَوِي الحَاجَة وَ الخَلَّة وَ المَسکَنَةِ إِلَّا أَغلَقَ اللهُ أَبوابَ السَّمَاءِ دُونَ خَلَّتِهِ وَ حَاجَتِهِ وَ مَسکَنَتِهِ.»                                                      (کنزالاعمال، ج6، ص 24)

هیچ پیشوایی درِ درگاه خود را بر روی ارباب حاجت و نیاز و بینوایی نبندد مگر آن‌که خداوند درهای آسمان را بر نیاز و حاجت و بینوایی او ببندد.

«شیخ ابوجعفر برقی» در باب «عقاب من حجب المؤمن» به اسناد خود از امام صادق (ع ) روایت کرده است که آن حضرت فرمود:

«هر کس که میان او و فردی مؤمن، حجابی باشد، خداوند میان او و بهشت هفتاد هزار دیوار بلند بکشد که میان هر دو دیوار هزار سال مسافت باشد.»                    

 (المحاسن، ج1، ص 619)