پیام 133 - قاطعیت در تصمیم گیری
پیام ۱۳۳
قاطعیت در تصمیمگیری
پس از انجام دادن آنچه به عنوان برخی مبانی تصمیمگیری عنوان شد، وقت آن فرا میرسد که تصمیمی قاطع و به دور از سستی و درنگ گرفته شود. از ویژگیهای مدیریتی پیامآوران الهی و اوصیای آنان قدرت ایشان در تصمیمگیری بوده است. آنان مدیرانی صاحب عزم و ارادههای قوی بودند.
امیر مؤمنان (ع) در خطبۀ «قاصعه» در توصیف ایشان فرموده است:
«وَ لَکِنَّ اللهَ سُبحَانَهُ جَعَلَ رُسُلَهُ أُولِي قُوَّةٍ فِي عَزَائِمِهِم.» (نهجالبلاغه، حکمت 192)
خداوند پیامبران خویش را از نظر عزم و اراده قوی قرار داد.
آنان در اداره خلق و هدایت بندگان با عزمی استوار عمل کردند و هرگز در آنچه به حق تصمیم گرفته بودند، سستی نشان ندادند. رسول خدا (ص) در تمام دوران رسالت خود در تصمیمهایش محکم و استوار بود و همین امر از جمله عوامل موفقیت و رشد و گسترش سریع اسلام بود. امیر مؤمنان (ع) آن حضرت را چنین توصیف کرده است:
«الفَاتِحُ لِمَا انغَلَقَ، وَ المُعلِنُ الحَقّ َبِالحَقِّ، وَ الدَّافِعُ جَیَشَاتِ الأَبَاطِیلِ، وَ الدَّامِغُ صَولَاتِ الأَضَالِیلِ، کَمَا حُمِّلَ فَاضطَلَعَ، قَاِئماً بِأَمرِکَ، مُستَوفِزاً فِي مَرضَاتِکَ، غَیرَ نَاکِلِ عَن قُدُمِ، وَ لَا وَاهِ فِي عَزمِ.» (نهجالبلاغه، خطبه 72)
[آن حضرت] گشایندۀ بستهها و پیچیدهها بود، دین حق را به حق آشکار کرد، از نادرستیها و باطلهایی که سر و صدا به راه انداخته بودند، جلوگیری نمود، و صولت گمراهیها را در هم شکست؛ همانطور که با تمام قدرت، سنگینی بار رسالت را تحمل کرد، و به فرمانت قیام نمود، و به سرعت در راه رضا و خشنودیت گام برداشت، و حتی یک قدم عقب نگذاشت، و اراده محکمش سست نگشت.
رسول خدا (ص) وقتی تصمیم میگرفت، قاطع بر تصمیم خود میایستاد. در غزوۀ احد برای مقابله با تهاجم سپاه قریش با اصحاب خود به مشورت نشست. نظر گروهی بر آن بود که در شهر بمانند و به شیوۀ قلعهداری تهاجم دشمن را دفع کنند. «عبدالله بن اُبَیّ بن سَلول» [رأس منافقان مدینه] گفت:
«ای رسول خدا، در مدینه بمان و به مقابله دشمن مرو؛ زیرا به خداوند سوگند، ما تاکنون از مدینه به مقابله دشمن نرفتهایم، مگر اینکه شکست خوردهایم و دشمن تا کنون به مقابله ما به مدینه نیامده است، مگر اینکه ما پیروز شدهایم. پس قریش را به حال خود واگذار، زیرا اگر بمانند، در بدترین زندان مانده باشند، و اگر بر سر ما بتازند مردان ما روبهرویشان بجنگند، و زنان و کودکان از بالای سر سنگبارشان کنند؛ و اگر هم بازگردند چنانکه آمدهاند ناامید برگردند.» (سیره ابن هشام، ج3، ص 7)
«عبدالله بن اُبَیّ» به شیوۀ قلعهداری مردم مدینه در گذشته استدلال کرد و گفت:
«ما در جاهلیت در داخل مدینه جنگ میکردیم و زنان و کودکان را در این حصارها قرار میدادیم و همراه ایشان مقدار زیادی سنگ میگذاشتیم، به طوری که گاهی یک ماه بچهها میتوانستند برای ما سنگ بیاورند و ما را در مقابله با دشمن یاری دهند. ما خانههای اطراف مدینه را نیز طوری به هم متصل میساختیم که از هر طرف چون حصار بود. زنان و بچهها از بالای دژها و بامها سنگ میانداختند و ما در کوچهها با شمشیر نبرد میکردیم.»
نظر گروهی دیگر بر آن بود که به مصاف دشمن بروند و بیرون از شهر با دشمن روبهرو شوند. آنان استدلال میکردند که در شهر ماندن و با دشمن در داخل شهر روبهرو شدن نشانۀ ضعف و زبونی است و سبب جرأت و گستاخی دشمن میشود. «حمزه بن عبدالمطّلب»، «سعد بن عُباده»، «نُعمان بن مالک» و برخی دیگر از اوس و خزرج گفتند:
«ای رسول خدا، می ترسیم دشمن گمان کند که ما از ترس مقابله با ایشان بیرون نرفتهایم و این امر سبب گستاخی آنان نسبت به ما گردد. روز بدر همراه سیصد مرد بودی و خداوند پیروزت ساخت، حال آنکه امروز ما بسیار هستیم. ما آرزوی چنین روزی را داشتیم و از خداوند آن را مسألت میکردیم و اکنون خداوند آن را برایمان فراهم ساخته است.» (المغازی، ج1، ص 209)
آنان که در بدر توفیق حضور نیافته بودند، اصرار داشتند که توفیق مقابله با دشمن را بیابند. سرداران با تدبیر و جنگیدهای چون «حمزه بن عبدالمطّلب» اصرار بر مقابله در خارج از شهر داشتند. وی به پیامبر گفت:
«به کسی که قرآن را بر تو نازل کرده است، امروز هیچ خوراکی نخواهم خورد مگر آنکه بیرون از مدینه با شمشیر خود به دشمن بتازم.» و گفتهاند که حمزه روزهای جمعه و شنبه را روزه داشت و هنگامی که با دشمن برخورد کرد نیز همچنان روزهدار بود. (همان، ص 211)
هر دو گروه بر نظر خود استدلال کردند. بنابر نظر اوّل میتوانستند از برج و باروی شهر به عنوان وسیلۀ دفاع بهره برند و همچنین نیروی زنان و کودکان را به کمک گیرند؛ امّا جنگ در داخل شهر از نظر روانی ضربهای سنگین برای مسلمانان و نشانۀ ضعف و زبونی بود. همچنین خطر اقدامی از جانب منافقان برای به شکست کشاندن دفاع شهری وجود داشت و بعید نبود که اصرار «عبدالله بن اُبَیّ» [رأس منافقان مدینه] نیز در این جهت بوده است و نظر سوئی داشته و میخواسته است از این طریق ضربه محکمی بر پیامبر وارد سازد. امّا بنابر نظر دوم با خارج شدن از شهر و مقابله با دشمن در یک موقعیت مناسب، میتوانستند از برتری زمین بهره برند و قدرت مانور داشته باشند و تن به ذلّتِ وارد شدن دشمن در خانههایشان ندهند.
امیر مؤمنان(ع) درباره هجوم دشمن به درون خانه و دفع آنان از آنجا در خطبۀ «جهادیۀ» خود فرموده است:
«فَوَ اللهِ مَا غُزِيَ قَومٌ قَطُّ فِي عُقرِ دَارِهِم إِلَّا ذَلُّوا.» (نهجالبلاغه، خطبه 27)
به خدا سوگند، هر ملتی در درون خانهاش مورد هجوم دشمن قرار گیرد حتماً ذلیل خواهد شد و تنها جمعیتی در نبرد با دشمن پیروز میگردند که به استقبال آنان بشتابند.
پیامبر پس از مشاوره و تدبیر، تصمیم لازم را مبنی بر مقاومت در بیرون شهر اتّخاذ کرد و با قاطعیت در پای آن ایستاد.
پیام های پیامبر (ص) نام کتابی است که با شیوه ای متفاوت جلوه های رفتاری و گفتاری پیامبر اکرم(ص) را در قالب پیام هایی کوتاه ارائه کرده است .