پیام ۱۱۷
رفق و مدارا
مدارا کلید کامیابی و نشانه نیکو سرشتی فرد است؛ سختیها را آسان میکند و انسان را به سوی صلح و صفا میکشاند. در تعریف مدارا گفتهاند:
«عبارت است از اینکه اگر از کسی ناگواری به تو برسد، تحمل کنی و به روی خود نیاوری.»
(معراج السعادة، ص 147)
انسان موجودی اجتماعی است و به شکلی، با همنوع خود در ارتباط است. جهان محل تزاحم و تنازع است، از این رو، در پارهای از موارد انسانها با یکدیگر اختلافاتی پیدا میکنند.
بدیهی است که داشتن زندگی سالم و به دور از هر گونه نزاع و درگیری، مستلزم داشتن اخلاق نیکو و برخورد نرم و شایسته با دیگران است. پیامبر بزرگوار اسلام فرمود:
مدارا با مردم نیمی از ایمان است و نرمی با آن ها نیمی از زندگی است.
(اصول کافی، ج3، ص180)
یکی از برجستهترین خصلتهای رسول گرامی اسلام نرمخویی و مدارا با مردم بود؛ آن حضرت در مقابل رفتار جاهلانه برخی از مردم از خود نرمی و مهربانی نشان میداد و با گروههای مختلف سازگاری و مدارا داشت. آن حضرت به مدارای با مخلوقات مأمور شده بود. (همان، ص179)
1. فواید و آثار رفق و مدارا
نرمی و ملاطفت با مردم، آثار و فواید زیادی دارد. پیامبر اسلام فرمود:
نرمی و ملاطفت روی هر چیزی گذاشته شود، آن را زینت میدهد و از هر چه برداشته شود آن را زشت میکند. (همان، ص182)
رفق و مدارای با دیگران موجب میشود تا انسان در نزد خدای بزرگ محبوب گردد. رسول خدا (ص) فرمود:
هیچ دو نفری با هم رفاقت و همدمی نکنند، مگر آن که، فردی که نرمخوتر ومهربانتر است، پاداشش بیشتر و نزد خدا محبوبتر است.
(اصول کافی، ج3، ص184)
از آثار و فواید مهم رفق و مدارا، محبوبیتی است که شخص در قلوب دیگران پیدا میكند، انسان بنده احسان است، از هر کسی که نیکی بیند به او تمایل قلبی پیدا میکند؛ از این رو، افرادی که چهرهای گشاده و شاداب دارند و با خوشخلقی با دیگران رفتار میکنند، دوستان و یاران بیشتری دارند نسبت به آنان که دارای چهرهای عبوس و رفتاری خشک هستند.
امام صادق فرمود:
هر کس دستش را از مردم دریغ دارد، در واقع یک دست از آن ها دریغ داشته است، ولی مردم از او دستها دریغ خواهند داشت. (همان، ص180)
یعنی هر کس با مردم مهربان و نرمخو نباشد و از کمک کردن و یاری آنان خودداری کند، مردم نیز از مهر و محبت به او دریغ خواهند کرد و در نتیجه، چنین شخصی در اجتماع تنها خواهد بود.
بر اساس آنچه کتاب آسمانی قرآن بیان کرده، یکی از عوامل مهمی که در محبوبیت یافتن پیامبر بزرگوار اسلام در بین مردم و گرایش گروهها و فرقههای گوناگون به آن حضرت، نقش مؤثری داشته، نرمخویی و مدارای آن حضرت با مردم بوده است. قرآن کریم میفرماید:
فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ؛
به سبب رحمتی که از جانب خدای تعالی شامل حال تو شده، تو نسبت به مردم نرمخو و خوشخلق بودی و اگر تندخو و سختدل میبودی، مردم از گرد تو پراکنده میشدند.
(آل عمران: 159)
2. اهمیت رفق و مدارا در اسلام
اسلام از آن جهت که نسبت به اجتماع و روابط انسانها با یکدیگر عنایت و توجه خاصی دارد، رفق و مدارا با دیگران را در ردیف سایر فرایض و واجبات قرار داده است.
در تمام ادیان آسمانی، به انبیا در این باره سفارش شده است.
رسول خدا (ص) در روایتی میفرماید:
ما گروه انبیا به مدارا و سازگاری با مردم مأمور شدیم، همانطور که به ادای واجبات مأمور شدیم. (بحارالانوار، ج75، ص53)
از همان آغاز که حضرت محمد (ص) مبعوث به رسالت شد و از جانب خدای بزرگ مأموریت یافت تا خویشاوندان خود را انذار نماید و به یکتاپرستی دعوت کند، به مهربانی و خوشرفتاری با مردم نیز مأمور شد. این امر، از اهمیت رفق و مدارا حکایت میکند. از این رو، پیامبر خدا همواره با مهربانی و نرمخویی به تبلیغ دین اسلام میپرداخت. خداوند متعال، در قرآن خطاب به پیامبر میفرماید:
وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ { وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ؛
خویشان نزدیک خود را از خدا بترسان و پر و بال مرحمت بر تمام پیروان با ایمانت بگستران. (شعرا: 214و215)
مدارا با مردم از آن جهت در اسلام مورد تأکید واقع شده که مؤثرترین ابزار برای ساخت جامعهای متحد و یک پارچه و پیشرو و دارای صلح و آرامش است.
3. خوشرفتاری پیامبر با مردم
پیامبر خدا بر اساس دستور خدای بزرگ با همه مردم خوشرفتار بود. انس بن مالک درباره آن حضرت میگوید: «رسول خدا (ص) مهربانترین مردم بود نسبت به ایشان.» (دلایل النّبوه، ج1، ص182)
مهربانی و سازگاری پیامبر مهمترین عامل پیروزی و موفقیت آن حضرت در انجام رسالتش بود. دلسوزی و مهربانی آن حضرت نسبت به مردم همچون مهر و محبت و دلسوزی پدر و مادر نسبت به فرزند بود. ایشان فرمودند:
«همانا من برای شما مثل پدرم برای فرزندانش.» (بحار، ج8، ص359)
پیامآور رحمت و محبت
خداوند ، رسول گرامی اسلام را رحمتی عام و فراگیر معرفی کرده و خطاب به آن حضرت فرموده است که تو را نفرستادیم، جز آنکه میخواستیم رحمتی به مردم جهانی ارزانی داریم:
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ؛
ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم. (انبیاء:107)
رسول خدا (ص) مظهر تام رحمت و محبت الهی بود و خود میفرمود:
«انّما بعثت رحمه» (مسند ابی یعلی، ج11، ص35)
من به عنوان رحمتی (فراگیر) برانگیخته شدهام.
وجود آن حضرت بالاترین رحمت الهی بر جهانیان بود. قاضی عیاض از قول ابوبکر محمد بن طاهر مینویسد: «خدای تعالی محمد (ص) را به زینت رحمت مزین فرمود؛ بنابراین وجود آن حضرت رحمت بود و تمام صفات و ویژگیهای وی رحمتی برای مردم بود.»
(الشّفا بتعریف حقوق المصطفی، ج1، ص18)
از علی (ع) نقل شده است که از رسول خدا (ص) درباره سنت آن حضرت پرسیدم، فرمود:
«والحبّ أساسی» (همان، ص187)
محبت بنیاد و اساس (روش و سنت) من است.
آن حضرت جامعه را با قدرت رحمت و محبت اداره میکرد و با همین عامل مردمان را راه میبرد و به سوی مقصد کمال سیر میداد. چنان با مردم از سر محبت و دلسوزی برخورد میکرد که کسی نمیتوانست در صداقت و درستی مدیریت او تردیدی به دل راه دهد. همین محبت و دلسوزی به تمام معنا بود که دوستی آن حضرت را در دل مردمان جای میداد. مردم به عینه میدیدند که پیامبر تمام توانش را در هدایت و اصلاح آنان به کار گرفته است و با تمام وجود برای ایشان دل میسوزاند و میسوزد و خداوند پیامبرش را با این ویژگی ارج نهاده و فرموده است:
لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ.؛
هر آینه پیامبری از خود شما به سویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است و بر هدایت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است. (توبه:128)
میفرماید ما از جانب خود رسولی از جنس شما، از خودتان برای هدایتتان فرستادهایم که از فرط محبت و نوعپروری؛ ناراحتی، ناداری، پریشانی، نادانی و گمراهی شما بر او سخت میآید و نمیتواند تحمل کند. بر آسایش و نجات شما بسیار حریص و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است. «مخصوصاً اینکه به جای "منکم" در این آیه "مِنْ أنفُسِکُمْ" آمده است، که اشاره به شدت ارتباط پیامبر (ص) با مردم است. گویی پارهای از جان مردم و از روح جامعه در شکل پیامبر (ص) ظاهر شده است. به همین دلیل تمام دردهای آن ها را میداند، از مشکلات آنان آگاه و در ناراحتیها، غمها و اندوهها با آنان شریک است، و با این حال تصور نمیشود سخنی جز به نفع آن ها بگوید و گامی جز در راه آن ها بردارد؛ و این در واقع نخستین وصفی است که در آیه فوق برای پیامبر اکرم (ص) ذکر شده است. پس از ذکر این صفت (مِنْ اَنفُسِکُمْ) به چهار قسمت دیگر از صفات ممتاز پیامبر (ص) اشاره میکند که در تحریک عواطف مردم و جلب احساساتشان اثر عمیق دارد.
نخست میگوید: هر گونه ناراحتی و زیان و ضرری به شما برسد برای او سخت ناراحتکننده است. (عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّمْ) یعنی او نه تنها از ناراحتی شما خشنود نمیشود، بلکه بیاعتنا هم نخواهد بود. او به شدت از رنجهای شما رنج میبرد، و اگر بر هدایت شما و جنگهای طاقتفرسای پر زحمت اصرار دارد، آن هم برای نجات شما، برای رهاییتان از چنگال ظلم و ستم و گناه و بدبختی است. دیگر اینکه او سخت به هدایت شما علاقهمند است و به آن عشق میورزد "حَریصٌ عَلَیْکُمْ". "حرص" در لغت به معنی شدت علاقه به چیزی است؛ و جالب اینکه در آیه مورد بحث به طور مطلق میگوید: "حریص بر شماست". نه سخنی از هدایت به میان میآورد و نه از چیز دیگر؛ اشاره به اینکه به هر گونه خیر و سعادت شما، و به هر گونه پیشرفت و ترقی و خوشبختیتان عشق میورزد. (و به اصطلاح حذف متعلق دلیل بر عموم است) بنابراین اگر شما را به میدانهای پر مرارت جهاد، اعزام میدارد، و اگر منافقان را تحت فشار شدید میگذارد، همه این ها به خاطر عشق به آزادی، به شرف، به عزت و به هدایت شما و برای پاکسازی جامعه شماست. سپس به سومین و چهارمین صفت اشاره کرده میگوید: او نسبت به مؤمنان رئوف و رحیم است «بالمؤمنین رؤوف رحیم». بنابراین هر گونه دستور مشکل و طاقتفرسایی را میدهد (حتی گذشتن از بیابانهای طولانی و سوزان در فصل تابستان، با گرسنگی و تشنگی، برای مقابله با یک دشمن نیرومند در جنگ تبوک) آن هم یک نوع محبت و لطف از ناحیه اوست.»
(تفسیر نمونه، ج8، ص208-206)
جالب آنکه این آیه شریفه در آخر سوره توبه است که سوره غضب است و با وجود این رسول اکرم (ص) را چنین معرفی کرده است که گویای این حقیقت است که اعلان جنگ به دشمنان پیمانشکن و اظهار برائت و بیزاری و اتخاذ موضعی سخت در برابر آن ها، رحمتی است بر ایشان.
وجود پیامبر رحمتی است برای همه و آن حضرت در حفظ منافع و تأمین سعادت این جهانی و آن جهانی همگان حریص است. به گروندگان مهربان و بخشاینده است و نیز خدای رحمان در بیان شدت شفقت و مهربانی آن بزرگوار به تمام افراد بشر فرموده است:
لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ؛
گویی میخواهی جان خود را از شدت اندوه از دست دهی به خاطر اینکه آن ها ایمان نمیآورند. (شعراء:3)
«باخع» از ماده «بخع» به معنی هلاک کردن خویشتن از شدت غم و اندوه است. (مفردات، ص38) و این بیان نشان میدهد که پیامبر رحمت تا چه اندازه نسبت به مردمان محبت و دلسوزی داشت و چگونه برای نجات آنان تلاش و پافشاری میکرد و در این راه همه گونه سختی را به جان میخرید و از ایمان نیاوردن ایشان اندوهگین میشود. آیه فوق نازل شد و آن حضرت را دلداری و تسلی داد.
(تفسیر روحالجنان، ج4، ص115)
فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً.؛
گویی میخواهی خود را از غم و اندوه به خاطر اعمال آن ها هلاک کنی، اگر آن ها به این گفتار ایمان نیاوردند. (کهف:6)
مشاهده میشود که تأسف و دلسوزی و غمخواری رسول خدا (ص) نسبت به کفار و منکران حق وعلاقمندی آن حضرت به سعادت و نجات بندگان تا چه حد کار را بر وی تنگ کرد که خدای تعالی او را تسلیت داده و دلجویی کرده است، تا مبادا از شدت اندوه و اهتمام به حال آن ها، خود را از بین ببرد و قالب تهی کند. زیرا آن حضرت همه آدمیان را - بدون استثنا - چون فرزندان پاره تن خود میدانست و خیر و هدایت آنان را میخواست و چون میدید که به راه گمراهی و هلاکت میروند، سخت اندوهگین میشد. همانگونه که پدری مهربان از هلاکت و تباهی فرزندانش دچار اندوه میشود.
(التّفسیرالکاشف، ج5، ص103)
آن حضرت به همه بندگان خدا عشق میورزید، زیرا همانگونه که کاشانی میگوید: «مهربانی و رحمت نسبت به خلق خدا از لوازم محبت به خدا و از نتایج آن است. آن حضرت حبیب خدا بود و لازمه این محبوبیت، محبت وی برای خدا بود. هر قدر محبت به حق شدیدتر باشد، مهربانی و رحمت به خلق خدا بیشتر است؛ زیرا مهربانی به خلق خدا ناشی از محبت به خداست. از این رو همه مردمان برای آن حضرت به منزله فرزندان و خویشان شمرده میشدند، بلكه به سبب (رفع حجابهای ظلمانی و) شهود حقیقی مردمان به منزله اعضا و جوارح آن حضرت بودند. به این دلیل در عشق و علاقه به بندگان خدا و نجات ایشان تا بدانجا رسید که نزدیک بود از شدت اندوه بر ایشان خود را هلاک کند.»
(تفسیر محییالدین عربی، ج1، ص743-742)
«راستی چرا پیمبر خاتم -صلّی الله علیه و آله و سلّم- از ایمان نیاوردن مشرکان آن گونه تأسف و تأثر جانفرسا داشت که مخاطب شد به خطاب «لعلّک باخع نفسک علی آثارهم ان لم یؤمنوا بهذا الحدیث أسفا» جز آنکه به همه بندگان خدا عشق میورزید و عشق به خدا، عشق به جلوههای اوست. او از حجابهای ظلمانی خودبینیها و خودخواهیهای منحرفان که منجر به شقاوت آنان و منتهی به عذاب الیم جهنم که ساخته و پرداخته اعمال آنان است رنج میبرد و سعادت همه را میخواست، چنانکه برای سعادت همه مبعوث شده بود.» (جلوههای رحمانی، ص34)
پیامبر اکرم (ص) آنگونه به مردم محبت و لطف داشت که از انس بن مالک در توصیف آن حضرت چنین نقل شده است:
«کانَ رَسُولُ اللهِ7 مَنْ أَشَدّ النّاسُ لُطْفاً بِالنّاسِ» (دلائلالنّبوه، ج1، ص182)
رسول خدا (ص) بیشترین لطف (و محبت) را به مردم داشت.
آن حضرت نسبت به بندگان خدا مهربان بود و میفرمود:
«اِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلََّ رَحِیمٌ یُحبُّ کُلَّ رَحیمٍ» (بحار، ج74، ص394)
خدای متعال مهربان است و هر مهربانی را دوست دارد.
سیرهنویسان درباره آن وجود گرامی نوشتهاند:
«کانَ النَّبیُ7 رَقیِقُ الْقَلْبِ رَحیماً بِکُلِّ مُسْلِمٍ» (وسائلالشّیعه، ج3، ص377)
پیامبر (ص) قلبی رقیق داشت و نسبت به همه مسلمانان مهربان بود.
رحمت واسعه پیامبر اکرم (ص) در رفتار سراسر ملایمت آن حضرت تجلی داشت.
علی (ع) در توصیف آن مظهر رحمت و محبت حق فرمود:
«کاَنَ اَلْیَنَهُمْ عَرِیکَه» (مکارمالاخلاق، ص18)
(پیامبر) نرمخوترین مردمان بود.
آنکه اهل رحمت است، اهل ملایمت و عطوفت است و مدیریت پیامبر بر این ویژگیها استوار بود.
پیامبر رحمت و محبت مسلمانان را نیز به همین صفت کمالی میخواند. چنانکه علامه حلی در رساله سعدیه از آن حضرت نقل کرده است که فرمود:
«وَ الَّذی نَفْسی بِیَدِهِ لاَ یَضَعُ اللهُ الرَّحْمَهَ اِلّاَ عَلَی رَحیمٍ. قاَلوُا: یاَ رَسولُ اللهِ، کُلُّناَ رَحیمٌ. قاَلَ: لَیْسَ الَّذی یَرْحَمُ نَفْسَهُ وَ اَهْلَهُ خاصَّهَ، وَ لکِنَّ الَّّذی یَرْحَمُ الْمُسلمیِنَ: وَ قاَلَ- صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه-: قاَلَ تَعالَی: اِنْ کُنْتُمْ تُریدوُنَ رَحْمَتی فَارْحَمُوا.» (مستدرکالوسایل، ج9، ص54)
سوگند به آنکه جانم در دست اوست، رحمت خدا جز افراد مهربان را در بر نمیگیرد. اصحاب گفتند: ای رسول خدا، ما همه مهربانیم. فرمود: مقصود کسانی نیستند که فقط نسبت به خود و خانوادهشان مهربانند و عطوفت دارند، بلکه مقصود کسانی هستند که نسبت به همه مسلمانان مهربانند؛ و فرمود: خدای تعالی فرموده است: اگر خواهان مهربانی و بخشایش من هستید، پس نسبت به هم مهربان باشید و عطوفت بورزید.
آنان که صفت رحمت را در خود جلوهگر میکنند مورد رحمت خدا واقع میشوند و پیامبر اکرم (ص) فرمود:
«الرّاحمون یرحمهم الرّحمن، ارحموا من فی الارض یرحمکم من فی السّماء.» (همان، ص55)
خدای رحمان بر مهربانان مهربانی میکند؛ پس بر آنان که در زمینند مهربانی کنید تا آنان که در آسمانند بر شما رحمت آورند.
و نیز میفرمود:
«مَنْ لاَیَرْحَمُ النّاسَ لاَ یَرْحَمَهُ اللهُ» (کنزالاعمال، ج3، ص163)
هر کس نسبت به مردم رحمت ندارد، مورد رحمت خدا واقع نمیشود.
آن کس که مورد رحمت خدا واقع شود، اهل رحمت و الفت و ملایمت با خلق خدا میشود و چنین کسی است که محبوب پیامبر رحمت است. از رسول اکرم (ص) نقل شده است که فرمود:
«اِنَّ أَحَبَّکُمْ اِلیَّ وَ أَقْرَبَکُمْ مِنّی مَجْلِساً یَوْمَ القِیامَهِ أَحْسَنُکُمْ أَخْلاَقاً الَّذِینَ یَألِفونَ وَ یُؤْلِفوُنَ.»
(البیان و التبیّین، ج2، ص16)
محبوبترین و نزدیکترین شما به من در روز قیامت، خوشخلقترینتان است، آنان که با مردم انس و الفت میگیرند و مردم با آنان انس و الفت میگیرند.
و نیز میفرمود:
«أَفْضَلَکُمْ أَحْسَنَکُمْ أَخْلاَقاً الْمُوَطِّؤُونَ أَکْناَفاً الَّذِینَ یَأْلِفُونَ وَ یُؤْلَفُونَ.» (الکافی، ج3، ص102)
با فضیلتترین شما کسانی هستند که اخلاقشان نیکوتر باشد و همنشیننواز باشند؛ آن ها با مردم انس و الفت میگیرند و مردم با آن ها انس و الفت میگیرند.
آشکار است مردم کسی را که اهل رحمت و ملایمت و الفت است دوست میدارند و اطاعتش میکنند، چنانکه در کلام امیر مؤمنان (ع) آمده است:
«مَنْ تَأَلَّفَ النّاسَ أَحَبُّوهُ» (غررالحکم، ج2، ص161)
کسی که با مردم الفت گیرد، مردم دوستش دارند.
دل آدمیان را نمیتوان با تهدید و تطمیع به دست آورد. رسول خدا (ص) در سخنی زیبا راز نفوذ در درون آدمیان و جذب دلها را، تحبیب قلوب به سبب اخلاق نیکو معرفی کرده است؛ «ابراهیم بن عباس صولی» میگوید: سخنی از سخنان رسول خدا (ص) وجود دارد که اگر با تمام نیکويیهای مردمان مقایسه شود، برتر است:
«اَنَّکُمْ لَنْ تَسْعَوُا النَّاسَ بِأَمْوالِکُمْ بِسَعُوهُمْ بِأَخلاقِکُمْ» (من لا یحضرهالفقیه، ج4، ص394)
شما هرگز نمیتوانید مردم را با ثروت خود راضی نگه دارید، بلکه با اخلاق خود میتوانید آنان را متوجه خویش کنید.
در همین رابطه شیعه و سنی روایت کردهاند که پیامبر اکرم (ص) خطاب به خاندان خویش فرمود:
«یاَ بَنی عَبْدُالْمُطَلِّب اَنَّکُمْ لَنْ تَسْعَوُا النَّاسَ بِأَمْوالِکُمْ فَأَلْقُوهُمْ بِطَلاَقَهِ الْوَجْهِ وَ حُسْنِ الْبَشَرِ.»
(الکافی، ج2، ص103)
ای فرزندان عبدالمطلب، شما هرگز نمیتوانید دلهای مردم را به وسیله ثروتتان متوجه خود سازید، بلکه خوشرویی و گشادهرویی عامل جذب و شیفتگی است.
پیامبر رحمت و مودّت میفرمود:
«رَأسُ الْعَقلِ بَعْدَ الایِماَنَ بِاللهِ التّوَدُّدُ اِلیَ النَّاسِ» (بحار، ج74، ص409)
سر عقل، پس از ایمان به خدا، جلب کردن دوستی مردم است.
و نیز از آن حضرت نقل شده است که فرمود:
«اَلتَّوَدَّدُ اِلیَ النَّاسَ نِصْفُ الایماَنَ» (وسائلالشّیعه، ج8، ص 433)
جلب کردن دوستی مردم نیمی از ایمان است.
شأن انسان مؤمن آن است که با رحمت و محبت خویش، دوستی مردم و محبت ایشان را جلب کند و با آب رحمت و محبت آسیای امور را بچرخاند. رسول خدا (ص) بیش از هر کس به مردم رحمت و مودّت داشت و با این نیرو آنان را جذب و هدایت میکرد، نه با قهر و غلبه. آنچه در فتح مکه روی داد شاهدی گویا بر این حقیقت است.
پیامبر (ص) با مردم مدارا میکرد و میفرمود:
ما انبیاء همچنانکه مأموریم واجبات را بر پا کنیم، همانطور مأموریم که با مردم مدارا کرده و با آنان سازش کنیم.
از سخنان آن حضرت است که:
«بُعِثَتْ بِمُداَراَة النَّاسِ» - من به مدارا با مردم مبعوث شدهام –
و «اُمِرْتُ بِمُداَراَة النَّاسَ کَما اُمِرْتُ بِتَبلیِغِ الرِّساَلَهِ» فرمان دارم به سازش با مردم چنانکه فرمان دارم به تبلیغ رسالت.
روزی چند نفر از یهودیان که از قبل نقشهای داشتند و میخواستند که حداقل با زبان رسول اکرم (ص) را بیازارند، یکی پس از دیگری با فاصلهای نه چندان زیاد وارد مجلس شدند.
هنگام ورود به جای "سلام علیکم" میگفتند: "السّام علیکم" یعنی مرگ بر شما. عایشه – که آنجا بود- سخت خشمگین شد و فریاد برآورد که: «مرگ بر شما و...»
رسول اکرم (ص) فرمود:
«ای عایشه، ناسزا مگو، ناسزا اگر مجسم گردد بدترین و زشتترین صورتها را دارد. نرمی و ملایمت و بردباری روی هر چه گذاشته شود ، آن را زیبا میکند و زینت میدهد و از روی هر چه برداشته شود از زیبایی آن میکاهد. چرا عصبی و خشمگین شدی؟»
عایشه گفت: مگر نمیبینی یا رسولالله که این ها با کمال وقاحت و بیشرمی به جای سلام چه میگویند؟
فرمودند: چرا من هم در جوابشان گفتم: «علیکم» - بر خود شما – همینقدر کافی بود.
پیامبر اکرم (ص) سخنان خشن و تند و سؤالهای بیرویه مردم را تحمل میکرد.
چند حدیث درباره رفق و مدارا
پیامبر اکرم (ص) : مدارا كردن با مردم نيمي از ايمان، و رفق و نرمي كردن با آن ها نيمي از راحتی زندگی انسان است.
پیامبر اکرم (ص) :خداوند متعال مهربان است و مهربانی و نرمخویی را در هر کاری دوست میدارد.
امام سجاد (ع) :کسی بر دیگری در دنیا نرمی و مهربانی نکرد جز آنکه خدا در روز قیامت با او نرمی و مهربانی میکند.
پیامبر اکرم (ص) : هر که را از رفق بهرهمند کردند ، بهره خویش از دین و دنیا بیافت، و هر که را از رفق محروم کردند ، از خیر دنیا و دین محروم ماند.
پیامبر اکرم (ص) : سه چیز است که در هر که نیست کارش انجام نگیرد: تقوایی که وی را از گناه باز دارد؛ و اخلاقی که با مردم بسازد و مدارا کند؛ و حلمی که با آن جهل و سبکی نادان سبکسر را دفع کند.
در تشویق به نرمخویی و سازگاری روزی فرمود: «ان اخبرکم بمن تحرّم علیه النّار؟ تحرّم عَلَی کُلِّ هَیِّنٍ، لَیِّنٍ سَهْلٍ،
آیا به شما خبر دهم از آن کس که دوزخ بر او حرام است؟ دوزخ بر هر فرد سازگار نرمخوی آسان گیرنده حرام است.»
روزی حضرت عازم مسجد بودند. بین راه شخصی خدمت ایشان آمد و مدعی شد که من از شما طلبکارم و همین الان و همینجا بایستی طلب مرا بدهید.
پیغمبر (ص) فرمودند: «اولاً که شما از من طلبکار نیستید و ثانیاً چون پول همراه ندارم، اجازه بدهید که من بروم منزل و برای شما پول بیاورم.» گفت: «نمیگذارم حتی یک قدم از اینجا بردارید». هر چه پیامبر با او نرمش نشان دادند، او بیشتر خشونت کرد، تا آنجا که عبا و ردای پیامبر اکرم (ص) را گرفت و به دور گردن حضرت پیچید و کشید: به طوری که اثر سرخی آن در گردن مبارک حضرت به جای ماند. مسلمین که در مسجد منتظر حضرت بودند، دیدند وقت گذشت و حضرت تشریف نیاوردند. بیرون آمدند و متوجه شدند که یک نفر یهودی جلو رسول الله را گرفته است. خواستند او را کنار کشیده و احیاناً کتک بزنند. حضرت فرمودند: نه شما کاری نداشته باشید. من خود میدانم که با رفیقم باید چه بکنم. و آنقدر نرمش نشان دادند که یهودی در همانجا گفت: اَشْهَدُ اَنْ لاَ اِلهَ اِلَّا اللهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّکَ رَسُولُ اللهِ و افزود: این چنین قدرت و بردباری وتحملی از عهده یک فرد عادی خارج است و شما مسلماً از جانب خدا مبعوث شدهاید.
مدارا با بدهکار
پیامبر اکرم (ص) درباره مدارا و مهلت دادن به بدهکار توصیه میفرمود:
«هر کس که در دنیا بر تنگدستی آسان گیرد، خدا در دنیا و آخرت بر او آسان خواهد گرفت. تا هر زمان که بنده به برادر خود یاری رساند، خدا نیز به او یاری خواهد رساند. هرکس که تنگدستی را مهلت دهد، یا قسمتی از دین او را ببخشد خدا به روز رستاخیز او را در سایه عرش خود قرار خواهد داد، آن روز که جز سایه او سایهای نخواهد بود.
تا آنجا که روزی به یاران فرمود:
«کدام یک از شما شاد میشوید اگر خدا شما را از عذاب دوزخ برهاند؟» گفتند: «یا رسول الله، البته همه ما شاد خواهیم گشت.» فرمود:
«هر کس مدیون تنگدستی را مهلت دهد خداوند او را از عذاب دوزخ میرهاند.»
محبت بين رسول خدا و مردم، متقابل بود.
محبت به پيامبر (ص) نشانه سلامت وجود است. از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:
«لاَ يُؤْمِنُ أَحَدَكُمْ حَتَّي أَكُونَ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ والِدِهِ وَ وَلَدِهِ وَ النَّاسُ أَجْمَعينَ»
(اماليالطوسي، ج 2، ص 31)
ايمان هيچ يك از شما كامل نميشود مگر آنكه مرا از پدر و فرزندش و همه مردم بيشتر دوست بدارد.
پيامبر رحمت، اين محبت را از سر مهرباني بر امت ميخواست؛ زيرا محبت به او، محبت به حق است و سبب نجات، هدايت و رستگاري. با محبت به آن حضرت، اطاعات او، يعني اطاعت حق فراهم ميشود كه عين فلاح است. انس بن مالك در حديثي از رسول خدا (ص) نقل كرده است كه فرمود:
«مَنْ أَحَبَّنيِ كاَنَ مَعِيَ فِي الْجَنَّة» (الشّفا بتعريف حقوق المصطفي، ج2، ص 566)
هر كس مرا دوست بدارد با من در بهشت خواهد بود.
و در اين باره نقل شده است يكي از اصحاب رسول خدا (ص) به نام «ثوبان» علاقه و محبت شديدي به حضرت داشت؛ به قسمي كه درباره ديدار پيامبر كم صبر بود. روزي با حال پريشان خدمت پيامبر رسيد. حضرت از سبب ناراحتي او پرسش كرد. در پاسخ عرض كرد: اي رسول خدا! زماني كه از شما دور ميشوم و شما را نميبينم بر من سخت ميگذرد و غصهدار ميشوم و در اين انديشهام كه در آخرت شما را نخواهم ديد، چون جايگاه شما در اعلي عليّين با پيامبران است و مرا بدانجا دسترسي نيست؛ زيرا اگر من اهل بهشت باشم ،مسلماً در مقام و جايگاه شما نخواهم بود، و اگر اهل بهشت نباشم، شما را هرگز نخواهم ديد. پس آيات زير نازل شد:
(بحار، ج17، ص 14)
وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِيقاً.؛
و كسي كه خدا و پيامبر را اطاعت كند (در آخرت) همنشين كساني خواهد بود كه خدا نعمت خود را بر آنان تمام كرده است از پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان، و آنان رفقاي خوبي هستند. (نساء:69)
پس از آن رسول خدا (ص) فرمود:
«وَ الَّذی نَفْسیِ بِیَدِهِ لاَ یُؤْمِنَنَّ عَبْدٌ حَتَّی أَکوُنَ أَحَبُّ اِلَیْهِ مِنْ نَفْسِهِ وَ أَبَوَیْهِ وَ أَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ وَ النَّاسَ أَجْمَعِینَ.» (تفسیر مجمعالبیان، ج2، ص72)
سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، ایمان بندهای کامل نمیشود مگر آنکه مرا از خود و پدر و مادر و خانواده و فرزندش و همه مردم بیشتر دوست بدارد.
آنان که ایمانشان کامل بود بیشترین محبت را به رسول خدا (ص) داشتند. از علی بن ابیطالب (ع) سؤال شد: محبت شما به رسول خدا (ص) چگونه بود؟ در جواب پاسخ داد:
«کاَنَ وَاللهِ أَحَبُّ اِلَیْناَ مِنْ أَمْوالِناَ وَ أَوْلاَدِناَ وَ آباَئِناَ وَ أُمَّهاَتِناَ وَ مِنَ الْماَءِ الْباَرِدِ عَلیَ الضَّماَء.»
(الشفاء، بتعریف حقوق المصطفی، ج2، ص568)
به خدا سوگند (پیامبر) نزد ما از اموال و فرزندان و پدران و مادرانمان محبوبتر بود و حتی از آب سرد (و گوارا) بر انسان تشنهلب.
هیچ حاکمی مانند پیامبر مورد علاقه و محبت پیروانش نبود. در ماجرای صلح «حدیبیه» پیش از قرارداد صلح، سفیرانی رد و بدل شد و مذاکراتی صورت گرفت. از جمله فرستادگان قریش، عروه بن مسعود ثقفی بود که پس از بازگشت به نزد قریش به آنان گفت:
«من به دربار پادشاهان رفتهام، نزد خسرو پادشاه ایران و قیصر پادشاه روم و نجاشی پادشاه حبشه بودهام و به خدا سوگند هیچ پادشاهی را ندیدهام که میان اطرافیان خود آنقدر مورد محبت و اطاعت باشد.» (همان، ص593)
اصحاب پیامبر، آن حضرت را عاشقانه دوست داشتند و هیچ کس و هیچ چیز برای مؤمنان حقیقی محبوبتر از رسول خدا (ص) نبود. انس بن مالک گوید:
«لم یکن شخص أحبّ اليهم من رسول الله.» (بحار، ج16، ص229)
هیچ شخصیتی نزد مسلمانان محبوبتر از رسول خدا (ص) نبود